ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٤٠ - در باره برخى از بيماريها
و از اين رو هر گاه يكى از شماها بزكام مبتلا شد و دملهائى در تن خود ديد بايد خداى عز و جل را بخاطر تندرستى سپاس گويد و نيز فرمود: زكام آن رطوبتهاى زيادى است كه در سر است.
٥٨٠- مردى روايت كند كه شخصى خدمت امام صادق عليه السّلام شرفياب شد و از چشم درد ميناليد حضرت باو فرمود: چرا از اين سه جزء دارو استفاده نمىكنى: صبر و كافور و مرّ. آن مرد اين دارو را استعمال كرد و چشم دردش برطرف شد.
شرح- در تحفه حكيم گويد: مرّ- بضم ميم- صمغ درختى است شبيه بدرخت مغيلان و خاردار و از زخم كردن درخت و آب سائل آن حاصل مىشود و در اول ترشح سفيد است و بعد از خشكى رنگين مىشود و بسيار تلخ است ...
٥٨١- جميل بن صالح گويد: بامام صادق عليه السّلام عرضكردم: ما دختركى داريم كه ستاره را باندازه يك سبو مىبيند؟ فرمود: آرى و اكنون باندازه يك خمره مىبيند عرضكردم: همانا چشمش ضعيف شده؟
فرمود: با صبر و كافور و مرّ كه هر كدام بيك اندازه باشد سرمه بچشمش بكش و ما اين كار را كرديم و سودمند واقع شد.
٥٨٢- محمد بن فيض از امام صادق عليه السّلام روايت كند كه فرمود: نزد ابو جعفر يعنى منصور دوانيقى (خليفه عباسى) بودم بستهاى براى او آوردند، و او آن را گشود و نگاهى در آن كرد سپس چيزى از آن بيرون آورد و گفت: اى ابا عبد اللَّه ميدانى اين چيست! گفتم: چيست؟ منصور گفت: اين چيزى است كه از آن سوى افريقا از طنجة يا طنبة است- ترديد