ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٦١ - قضيه دفن زيد بن على ع
ممكن است آن كس نيز كه اعتماد تو را بيش از ديگران جلب كرده است در همين فكر و نقشه باشد).
[قضيه دفن زيد بن على ع]
٣٥١- سليمان بن خالد گويد: امام صادق عليه السّلام از من پرسيد و فرمود: چه چيز واداشت شما را كه زيد (بن على) را در آنجائى كه گذارديد بگذاريد؟ عرضكردم: سه چيز سبب اين كار شد: يكى كمى افرادى كه با ما بجاى ماندند، چون كه ما هشت نفر بوديم، و ديگر آنكه ترسيديم صبح شود و كار ما آشكار شود، و اما جهت سوم اين بود كه همان نقطه از زمين آرامگاه مقدر او بود (و ما نمىتوانستيم بر خلاف تقدير كارى انجام دهيم) فرمود: از آن نقطه كه او را دفن كرديد تا فرات چقدر فاصله بود گفتم: باندازه پرتاب كردن يك سنگ، فرمود: سبحان اللَّه چرا آهن ببدن او نبستيد و در فرات بياندازيد، با اينكه اين كار بهتر بود؟ عرضكردم: قربانت گردم، نه بخدا سوگند نتوانستيم چنين كارى بكنيم.
فرمود: روزى كه شما بهمراه زيد خروج كرديد چگونه بوديد؟ عرضكردم: مؤمن بوديم، فرمود دشمن شما چگونه بود؟ عرضكردم: كافر بودند، فرمود: من در كتاب خداى عز و جل يافتم كه فرموده اى كسانى كه ايمان آوردهايد «چون بكسانى كه كفر ميورزند برخورد كرديد گردن بزنيد تا چون آنها را بسيار كشتيد بندهاى آنها را محكم ببنديد (و آنها را باسارت گيريد) و پس از آن يا بر آنها منت نهيد (و آزادشان كنيد) يا فديه گيريد تا اينكه جنگ بارهاى سنگين خود را فرو نهد» (و حال صلح استوار گردد). (سوره محمد (ص) آيه ٤) و شماها خود آغاز كرديد برها كردن كسانى كه اسير كرديد: سبحان اللَّه! شما يك ساعت هم نتوانستيد بعدالت رفتار كنيد.
٣٥٢- ابو بصير از امام صادق عليه السّلام روايت كند كه فرمود: همانا خداى عز و جل پيغمبر شما