ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٧٩ - (حديث اسلام على ع)
در آنجا نزد ايشان توقف فرمود، و آنها بدان حضرت ميگفتند: اگر در اينجا ميمانى ما براى شما منزل و مسجدى بسازيم؟ و آن حضرت در پاسخ آنها ميفرمود: نه، من چشم براه آمدن على بن ابى طالب هستم و باو دستور دادهام خود را بمن برساند، و تا او نيايد من جايى منزل نگيرم و او ان شاء اللَّه بزودى خواهد آمد.
و هم چنان كه آن حضرت در خانه عمرو بن عوف بود على عليه السّلام از مكه آمد و همان جا ورود كرد، و رسول خدا (ص) پس از آنكه على عليه السّلام آمد از قبا بمحله بنى سالم بن عوف آمد و على (ع) هم همراه او بود، در آنجا هنگام طلوع خورشيد روز جمعه بود كه رسول خدا (ص) براى اهل آن محل نقشه مسجدى را كشيد و قبله آن را معين فرمود، و نماز جمعه را دو ركعت در آنجا خواند و دو خطبه هم براى نماز ايراد فرمود.
سپس همان روز بوسيله همان شترى كه از مكه با آن آمده بود بسوى مدينه حركت فرمود و على (ع) نيز با آن حضرت بود و از او جدا نميشد، و پابپاى او ميرفت، و رسول خدا (ص) بهيچ يك از قبائل انصار كه سر راه او بودند برخورد نميكرد جز آنكه باستقبال مىآمدند و از او درخواست ميكردند بمحله آنها فرود آيد ولى آن حضرت در پاسخ آنها ميفرمود: راه شتر را باز كنيد كه او مأمور است، شتر هم چنان كه رسول خدا (ص) مهارش را بر سرش انداخته بود پيش رفت تا همين جايى كه اكنون مشاهده ميكنيد رسيد و در اين هنگام با دست خود اشاره بدرب مسجد رسول خدا (ص) كرد همان درى كه نزد آن بر جنازهها نماز ميخوانند- ناقه رسول خدا (ص) باينجا كه رسيد توقف كرده زانو زد و خوابيد و گردن و سينه خود را بزمين گذارد، رسول خدا (ص) پياده شد، و ابو ايوب (انصارى كه خانهاش مقابل آنجا بود) پيش آمد و بار