ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٠٥ - (خطبهاى از امير المؤمنين ع)
غايب از نظر ما بودى، و يادگار خاندان (پيغمبر) براى ما بودى، تو عزت بخش ناتوانان ما، و پناه بينوايان ما و تكيهگاه بزرگان ما بودى، عدل و داد تو ما را در تمام كارها گرد هم جمع كرد، نرمش و پرحوصلهگى تو در حق را (بروى ما بگشايد و) آن را بر ما فراخ گرداند.
هر گاه بتو نظر كنيم مايه آرامش ما هستى، و هر گاه بياد تو افتيم وسيله آسايش دل گردى، كدام كار نيك هست كه تو انجام نداده باشى؟ و كدام عمل صالحى است كه نكرده باشى؟
و اگر نبود كه آنچه ما از آن بر تو ترس داريم (يعنى مرگ) و كوشش ما در وضع آن بىاثر است و جلوگيرى آن از تحت قدرت ما بيرون است، و يا ممكن بود كه جان خود و كسانى را چون فرزندانمان كه حاضريم جان خود را فداى آنها كنيم در راه تو نثار كنيم بىشك همه را در پيش رويت نثار ميكرديم و آنها را در گرو وجود عزيزت مينهاديم گرچه اينها در برابر تو اندك است، و بىچون و چرا هر چه توانائى و قدرت داشتيم در راه نبرد با دشمنان تو و دفاع از سوءقصدكنندگانت بكار ميبرديم.
ولى چه ميتوان كرد در برابر خدائى كه تقديرش را دفع نتوان كرد، و عزيزى كه مغلوب نگردد، و پروردگارى كه چيره بر او نتوان شد، پس اگر خداوند بسلامتى وجود مقدست بر ما منت گذارد، و ببقاى ذات اقدست بر ما ترحم فرمود، و اين نگرانى حال تو را بسلامت و تندرستى تبديل كرد و در ميان ما باقى ماندى، ما در برابر اين نعمت شكر تازهاى از روى بزرگى براى خداى عز و جل بجا آورده و ذكر او را به دل و زبان ادامه دهيم، و بشكرانه سلامتى تو نيمى از اموال خود را صدقه داده و نيمى از بندگان خود را آزاد كنيم، و از نو براى خدا روى فروتنى و كوچكى بر خاك نهيم و در همه كارهامان خشوع و كرنش را فرو ننهيم.
و اگر خدا نخواهد و تو را ببهشت برين برند، و راهى را كه بطور حتم بايد رفت به پيمائى در اين