ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٩٣ - مصاحبه يكى از خوارج با امام باقر(ع)
پيش از آنكه بنشينى دو ركعت نماز بخوان، و چون خواستى قضاى حاجت كنى بجاى دور دستى برو، و چون خواستى كوچ كنى دو ركعت نماز بخوان و با آن زمينى كه در آن منزل كرده بودى وداع كن و بر آن زمين و هم بر اهلش درود فرست زيرا كه هر نقطه زمين اهلى از فرشتگان دارد، و اگر بتوانى از غذائى نخورى تا نخست مقدارى از آن صدقه بدهى چنين كن.
و بر تو باد كه تا سوار مركب هستى قرآن بخوانى، و چون بكارى مشغول شدى تسبيح گوئى و در هنگام بيكارى دعا كنى، و بر تو باد كه در اول شب راه نروى، و آن وقت را استراحت كنى و از نيمه شب به بعد راه روى، و مبادا در مسير خود (هنگام راه رفتن) آواز خود را بلند كنى.
[مصاحبه يكى از خوارج با امام باقر (ع)]
٥٤٨- اسيدى و محمد بن مبشر گفتهاند كه عبد اللَّه بن نافع ازرق (يكى از سران خوارج) پيوسته ميگفت: اگر من براستى ميدانستم ميان دو قطر زمين كسى هست كه مركبها مرا بدو برساند و او از راه دليل و برهان بمن ثابت كند كه على بن ابى طالب بحق اهل نهروان را كشته و در اين باره بدانها ستم نكرده است من بنزد او ميرفتم، بدو گفتند: فرزند على هم نباشد؟ (يعنى اگر فرزند او باشد حاضرى بنزدش بروى؟) پرسيد: مگر در ميان فرزندان او دانشمندى هست؟
گفتند: همين نخستين مرحله نادانى تو است، مگر مىشود كه در آنها دانشمندى نباشد! پرسيد: امروزه آن دانشمند كيست؟ گفتند: محمد بن على بن الحسين عليهم السّلام (يعنى حضرت باقر عليه السّلام) پس عبد اللَّه بن نافع با سران از طرفداران خويش حركت كرده بمدينه آمد و از امام باقر عليه السّلام اجازه شرفيابى گرفت، بدان حضرت عرضكردند: عبد اللَّه بن نافع است كه اجازه شرفيابى ميخواهد! حضرت فرمود: او بمن چكار دارد با اينكه در هر صبح و شام از من و پدرم بيزارى ميجويد، ابو بصير