ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٤١ - در باره برخى از بيماريها
از راوى محمد بن فيض است- گفتم: آن چى است؟ پاسخداد: در آنجا كوهى است كه هر سال چند قطره از آن ميچكد و منجمد ميگردد، و براى سفيدى كه در چشم پيدا مىشود اگر آن را بچشم بكشند خوبست و باذن خدا سفيدى از بين ميرود.
گفتم: آرى من آن را مىشناسم و اگر بخواهى نام آن كوه و سرگذشتش را بتو خبر دهم او از من نام آن كوه را نپرسيد ولى پرسيد سرگذشتش چيست؟
گفتم: اين كوهى است كه يكى از پيغمبران بنى اسرائيل از ترس قوم خود گريخت و بدان كوه پناه برد و در آنجا خداى را عبادت ميكرد، قوم از مكانش اطلاع پيدا كرده بدان جا رفتند و او را كشتند، و اين كوه بر آن پيغمبر ميگريد و اين قطرهها از گريه او است، و در آن سوى كوه چشمهاى است كه شب و روز آب از آن ميجوشد و بدان دسترسى نيست.
٥٨٣- سليم دوست (يا آزادشده) على بن يقطين از درد چشم خود آزار ميكشيد حضرت ابو الحسن (موسى بن جعفر) بىآنكه نامه بآن حضرت بنويسند (و دستورى از او بخواهند) براى او نوشت چرا از سرمه ابا جعفر (حضرت باقر عليه السّلام) استفاده نمىكنى؟: كافور رباحى يكجزء، و صبر اسقوطرى يكجزء، اين هر دو را نرم كوبيده و از يك پارچه حرير بيرون كرده و مانند سرمه سنگ هر ماه يك بار بچشم كشد تا هر دردى در سر است پائين آورد و آن را از بدن بيرون برد.
راوى گويد: او از اين سرمه بچشم كشيد و تا مرد بدرد چشم دچار نشد.