ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٦١ - داستان صلح حديبيه
رسول خدا (ص) فرمود: ما بچنين كسانى (كه بسوى شما فرار كنند) نيازى نداريم.
و از جمله (مواد صلحنامه كه از طرف مسلمانان تنظيم شد) اين بود كه خداپرستى در ميان مردم مكه آشكار باشد و پنهانى نباشد.
و (امام صادق عليه السّلام در اينجا فرمود: در اثر اين ماده كار آزادى مسلمانان در مكه بجائى رسيد كه) پردهها از مدينه براى مسلمانان مكه برسم هديه ميفرستادند بدون هيچ ترس و وحشتى، و هيچ مادهاى از مواد صلحنامه براى آنان پربركتتر از اين نبود و كار بجائى كشيد كه نزديك بود اسلام بر سراسر مردم مكه نفوذ كند و مستولى گردد.
(پس از تنظيم صلحنامه و قبل از امضاء آن) سهيل بن عمرو به پسر خود ابى جندل (كه از مكه گريخته بود و خود را بمسلمانان رسانده و بدين اسلام درآمده بود) دست انداخته و گفت: اين نخستين مادهاى است كه روى آن قرار بستهايم (يعنى طبق قرارداد من بايد او را اكنون با خود بمكه ببرم).
رسول خدا (ص) فرمود: مگر قراردادى امضاء كردهاى؟
سهيل گفت: اى محمد تو پيمان شكن نبودى (يعنى اگر چه هنوز قرارداد بامضاء طرفين نرسيده ولى تو كسى نبودى كه تعهد خود را اگر چه زبانى باشد بشكنى)؟
بدين ترتيب سهيل ابى جندل را بهمراه خود برد. ابو جندل- رو برسول خدا (ص) كرده- گفت:
اى رسول خدا آيا مرا باو تسليم ميكنى؟
فرمود: من در باره آزادى تو با او شرطى نكرده بودم.
ولى بدنبال اين جريان بدرگاه خداوند دعا كرده گفت: خدايا براى ابى جندل گشايشى فراهم كن.
مترجم گويد: داستان صلح حديبية را ابن هشام بطور تفصيل نقل كرده و براى اطلاع بيشتر بترجمه آن كه بخامه اين حقير شده و بچاپ رسيده است مراجعه شود (ترجمه سيره ابن هشام ج ٢ صفحات