ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٦٣ - داستان قوم لوط ع
همان او هستى؟
جبرئيل گفت: آرى، در اين هنگام همسر ابراهيم سارة از آنجا گذشت، جبرئيل او را بآمدن اسحاق (و تولد او از سارة) مژده داد، و از پى اسحاق هم بيعقوب نويدش داد، در اينجا سارة همان سخنى را كه خداى عز و جل از او نقل كرده (در سوره هود آيه ٧٢) گفت، و آنها نيز همان پاسخى را كه در قرآن است (آيه ٧٣) باو دادند.
ابراهيم بدانها فرمود: براى چه آمدهايد؟ گفتند: براى هلاكت قوم لوط.
فرمود: اگر در ميان آنها صد نفر مؤمن باشد آنها را هلاك ميكنيد؟
جبرئيل- نه.
ابراهيم- اگر پنجاه نفر باشد؟ گفت: نه.
- اگر سى نفر باشد؟
- نه.
- اگر بيست نفر باشد؟
- نه.
- اگر ده نفر باشد؟
- نه.
- اگر پنج نفر باشد؟
- نه.
- اگر يكنفر باشد؟
- نه.
(در اين هنگام) ابراهيم گفت: لوط در ميان آنها است؟
در پاسخ گفتند: ما داناتريم بدان كس كه در ميان آنها است، ما او و خاندانش را نجات دهيم جز زنش را كه او از ماندگان است.