ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣١ - اختلاف ميان گفتار و كردار
اگر از روى حقيقت ايمان آورد كه هيچ، و گر نه گردنش را ميزنند يا بايد جزيه بپردازد چنانچه امروزه اهل ذمه (كفارى كه طبق شرائطى در پناه اسلام زندگى ميكنند) آن را ميپردازند، و هميانى بكمرشان مىبندند و آنها را از شهرها بيرون كرده بدهات ميفرستند.
شرح- مجلسى (ره) گويد: شايد حكم پرداخت جزيه مربوط به ابتداى كار آن حضرت باشد و در آخر كار جزيه نپذيرد و گر نه ظاهر اين است كه جز ايمان يا كشته شدن چيزى از آنها نپذيرد، و مقصود از هميانى كه بكمرشان مىبندد ظاهرا اين باشد كه مقدارى خرجى بآنها ميدهند تا از شهرها بيرون روند و آن مقدار خرجى را توشه راه كنند.
[اختلاف ميان گفتار و كردار]
٢٨٩- امام باقر عليه السّلام فرمود: روزى پدرم در حالى كه اصحاب او نزدش بودند بدانها گفت:
كداميك از شما حاضر است يك تكه آتش داغ را در دست بگيرد و آن را نگهدارد تا خاموش شود؟ مردمى كه حاضر بودند همگى خموش ماندند و كسى پاسخ او را نداد، من برخاستم و گفتم: پدر جان اگر ميفرمائى تا من اين كار را بكنم؟ فرمود: مقصود من تو نبودى چون تو از من هستى و من از توأم (و تو هم چون خون من هستى) بلكه اينان منظور من بودند، و تا سه بار آن سخن را تكرار كرد (و هيچ كس از حاضرين حاضر نشد اين كار را بكند) سپس فرمود: براستى كه چه اندازه توصيف و تعريف (و اظهار ايمان و حرف) بسيار است ولى عمل اندك است، براستى كه اهل عمل كمند! براستى كه اهل عمل اندكند.
حال بدانيد كه ما اهل عمل و (اهل) حرف را بخوبى مىشناسيم، و اينكه گفتم نه براى راه گم كردن بر شما نبود بلكه براى اين بود كه شما را بيازمائيم و آثارتان را يادداشت كنيم.
(حضرت باقر عليه السّلام) فرمود: وقتى اين سخن را از پدرم شنيدند بخدا مثل اين بود كه زمين آنها را بخود لرزاند از شدت شرم و خجلتى كه بآنها دست داد تا جايى كه من بمردى از آنها نگاه كردم ديدم عرق خجلت از سر و رويش ميريزد و چشم از زمين برنميدارد.