ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٥٠ - برخى از علائم ظهور
٣٣١- جويرية بن مسهر گويد: من پشت سر امير مؤمنان عليه السّلام دويدم حضرت بمن فرمود: اى جويرية براستى كه اين احمقان هلاك نشدند جز بصداى كفشها در پشت سرشان، اكنون (بگو) براى چه آمدهاى؟ عرضكردم: آمدهام تا سه چيز را از تو بپرسم:
از شرافت، و از مروت، و از عقل؟ فرمود: اما شرافت پس هر كه را سلطان شرافت بخشد شرافتمند گردد، و اما مروت (و مردانگى همان) سر و سامان دادن بمعيشت و زندگانى است، و اما عقل پس هر كه از خدا ترسيد عاقل و خردمند است.
شرح- مقصود از قسمت اول حديث اين است كه كسانى كه دچار هلاكت در دين و خسران گشتند آن كسانى بودند كه دوست داشتند مردم در پشت سرشان جمعيت كنند و از كثرت اجتماع و صداى كفشهاى بسيار در پشت سر خود لذت ميبردند و همين امر موجب فخر و تكبر و در نتيجه سبب هلاكت و بيخبرى آنان ميگشت، و مجلسى (ره) گويد: مقصود از جمله «هر كه را سلطان شرافت بخشد شرافتمند گردد» امام بر حق و يا مطلق پيشوايان است چه بر حق و چه بر باطل، زيرا شرافت دنيا از آن كسى است كه پادشاهان دنيا او را شرافت بخشند و شرافت آخرت از آن كسى است كه سلطان بر حق او را شرافت دهد.
٣٣٢- محمد بن مسلم گويد: بامام باقر عليه السّلام عرضكردم: قربانت گردم براى چه حرارت خورشيد بيش از ماه است؟ فرمود: همانا خداى عز و جل خورشيد را از نور آتش و چكيده آب آفريد يك طبقه از اين و يك طبقه از آن تا چون هفت طبقه شد جامه آتشين در برش كرد و از اين جهت گرمتر از ماه شد، عرضكردم: قربانت، ماه چطور؟ فرمود: همانا خداى عز و جل ماه را از پرتو نور آتش و چكيده آب خلق فرمود، يك طبقه از اين و يك طبقه از آن تا چون هفت طبقه شد جامه از آب در برش كرد، و از اين جهت ماه سردتر از خورشيد گشت.
شرح- علامه مرحوم سيد هبة الدين شهرستانى در كتاب الهيئة و الاسلام ص ٢٠١- ٢٠٣ و ص ٢٤٥