ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٤٨ - احاديثى در باره باران و دريا
كند بهر يك از بندگانش كه خواهد.
سپس فرمود: رسول خدا (ص) فرمود: بباران و هم چنين بماه نو اشاره نكنيد كه اين كار را خداوند خوش ندارد.
توضيح- مجلسى (ره) در توضيح جمله اخير كلامى گويد و ملخصش اينست كه: نبايد انسان پندارد كه ماه نو و باران در نظام اين جهان دخالتى دارد و شايسته نيست كه بدان توجه كند و توسل جويد بلكه بايد بداند كه تمام كارها بدست خدا است و در آن حال نيز بخداوند تعالى توجه كند.
٣٢٧- على بن اسباط در حديث مرفوعى روايت كرده كه امير المؤمنين (ع) بابن عباس نوشت:
اما بعد بسا باشد كه خوشحال كند انسان را (رسيدن به) آنچه از دست او نميرفت (و اگر خوشحالى هم نميكرد بدستش ميرسيد) و غمناك كند او را چيزى كه هرگز بدان شخص نخواهد رسيد اگر چه بكوشد (و بيهوده از آمدنش غمناك است) پس بايد خوشحالى تو در آن چيزهائى باشد كه از پيش فرستادهاى از كار شايسته يا حكم و يا گفتار نيك، و تأسف و افسوست در آن چيزهائى باشد كه در آنها كوتاهى كردهاى، و واگذار (اندوه) آنچه را از دنيا از دستت رفته و بيهوده بر آنها غم مخور، و آنچه از دنيا بدستت رسيده بدان دلخوش و شاد كام مباش، و تمام اندوهت در اوضاع پس از مرگ و مردن باشد. و السّلام.
٣٢٨- ابو صامت از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: من و (پدرم) ابا جعفر (ع) در ميان قبر و منبر (در مسجد مدينه) گذرمان بشيعيان افتاد، من بپدرم گفتم قربانت اينان شيعيان و دوستان تواند! فرمود: كجايند؟ عرضكردم: آنان را در ميان قبر و منبر مىبينم، فرمود: مرا بنزد آنان ببر و چون بدان جا رفت بر آنها سلام كرد و سپس بدانها فرمود: بخدا سوگند من بوى شماها و جانهاى شما را دوست دارم و شما نيز بر اين دوستى مرا بپارسائى و كوشش (در امر دين) كمك كنيد، براستى