ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٤٧ - احاديثى در باره باران و دريا
رسم چنان بود كه هنگامى كه باران ميگرفت (در اول آمدن باران) زير آن ميايستاد تا سر و ريش و جامهاش تر ميشد، پس بدان حضرت عرض كردند: اى امير المؤمنين زير سقفى برويد (كه باران شما را تر نكند)! فرمود: اين همان آبى است كه تازه از عرش آمده است.
سپس شروع كرده فرمود: همانا در زير عرش دريائى قرار دارد و آبى در آن دريا است كه روزى حيوانات را آن آب ميروياند، و چون خداى عز ذكره اراده فرمايد كه از روى مهر خويش آنچه را خواهد براى آنها بروياند بدان آب وحى فرمايد و آن آب نيز- چنانچه گمانم هست كه فرمود- بر طبق خواسته او از آسمانى بآسمان ديگر باران فرو ريزد همچنان تا برسد بآسمان دنيا.
پس آسمان دنيا نيز آن آبها را بابر افكند، و ابر همانند غربالى است، سپس خداوند بباد وحى كند كه آن را بكوب و آبش ساز همانند آبهاى معمولى و سپس بفلان جا ببر و بر آنها ببار تا چنين و چنان سيلى يا غير آن گردد.
ابر نيز مطابق دستور حقتعالى بر آنجا كه مأمور است ببارد و هيچ قطره بارانى نيست جز آنكه بهمراهش فرشتهاى است تا آن را بجايگاهش برساند، و هيچ قطره بارانى از آسمان فرو نريزد جز روى شماره معين و اندازه معلومى مگر آن بارانى كه در روز طوفان نوح (ع) باريد كه چون نهرى فرو ريخت بىاندازه و بدون شماره.
راوى گويد: سپس امام صادق (ع) از پدرانش عليهم السّلام از رسول خدا (ص) حديث كرد كه آن حضرت فرمود: همانا خداى عز و جل ابر را غربال باران قرار داده كه در ابتدا آن را بصورت تگرگ و يخ قرار داده و ابر است كه آن را آب كند و بصورت باران درآورد تا بدان چه اجابت ميكند زيانش نرساند، و آنچه تگرگ و صاعقه مىبينيد آنها عذابهائى است كه از جانب خداى عز و جل اصابت