ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٨ - حديث صيحه و آواز آسمانى
شود ...» تا آخر آيه (كه حديث ٢٥٢ گذشت).
٢٥٤- اسحاق بن عمار از امام صادق عليه السّلام روايت كند كه فرمود: آنچه را دوست داريد نخواهيد ديد مگر وقتى كه بنو فلان (مجلسى (ره) گويد: مقصود بنى عباس است اگر چه مدت زيادى از انقراض آنان بگذرد) در ميان خود اختلاف كنند، و چون اختلاف كنند مردم بطمع افتند و دودستگى و تفرقه ايجاد شود و (آن وقت است كه) سفيانى خروج كند.
حديث صيحه و آواز آسمانى
٢٥٥- اسماعيل بن صباح گويد: از پيرى شنيدم كه (اين حديث را) از سيف بن عميرة نقل ميكرد كه گفت: من در نزد ابو الدوانيق (منصور دوانيقى) بودم و از او شنيدم كه بىمقدمه بمن گفت: اى سيف بن عميرة بناچار يك منادى (آسمانى) بنام مردى از فرزندان ابو طالب ندا كند! بدو گفتم: كسى هست كه اين حديث را روايت كند؟ گفت: قسم بدان كه جانم بدست او است كه بگوش خودم از او (يعنى از امام باقر (ع) چنانچه در آخر حديث بدان تصريح كرده است) شنيدم كه ميفرمود: بناچار بايد منادى (آسمانى) بنام مردى ندا كند.
گفتم: اى امير المؤمنين براستى كه من تاكنون اين حديث را نشنيدهام؟ گفت: اى سيف وقتى اين ندا بلند شود ما نخستين كسى باشيم كه آن را اجابت كنيم (و بپذيريم) چون كه آن مردى كه بنامش ندا شود يكى از عموزادگان ما است، گفتم: از كدام عموزادههاى شما؟ گفت: از فرزندان حضرت فاطمه عليها السّلام سپس گفت: اى سيف اگر نبود كه من اين حديث را از ابا جعفر محمد بن على (يعنى حضرت باقر عليه السّلام) شنيده بودم و بجاى او تمام مردم زمين اين حديث را براى من حديث ميكردند من نمىپذيرفتم ولى او محمد بن