ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٠ - خبر از خلافت بنى عباس
داود بن على (كه اين سخنان را شنيد) شادان از نزد آن حضرت برخاست بسوى منصور رفت تا او را از اين مژده باخبر سازد، و چون داود و سليمان بن خالد رفتند حضرت سليمان را از پشت سر صدا زد و فرمود: اى سليمان بن خالد اينان (يعنى بنى عباس) پيوسته در خوشى و آسايش سلطنت كنند تا وقتى كه خون ناحقى از ما- و اشاره بخودش فرمود- نريزند، و هر گاه دستشان بدان خون آلوده شد در آن هنگام زير زمين براى ايشان بهتر از روى زمين است و در آن زمان نه در زمين ياورى دارند و نه در آسمان عذر آورى.
سليمان بن خالد بيامد تا جريان را بمنصور گفت، منصور برخاسته خدمت امام باقر عليه السّلام آمد و بر آن حضرت سلام كرده سخن داود بن على و سليمان خالد را (كه از آن حضرت نقل كرده بودند) بعرض امام عليه السّلام رسانيد، حضرت فرمود: آرى اى ابا جعفر دولت شما پيش از دولت ما و سلطنت شما پيش از سلطنت ما است، سلطنت شما سلطنتى سخت و دشوار است كه هموارى در آن نيست، و مدتى طولانى دوام دارد، و بخدا سوگند شما در برابر هر روز سلطنت بنى اميه دو روز و برابر هر سال آن دو سال سلطنت خواهيد كرد، و مقام سلطنت را بچههاى شما- تا چه رسد بمردانتان- دست بدست بگردانند همچنان كه كودكان با گوى بازى كنند! فهميدى؟
سپس فرمود: و پيوسته سلطنت شما رونق دارد و در آن بخوشى بسر ميبريد تا وقتى كه خون حرام (و ناحقى) از ما نريختهايد و هر گاه آلوده بدان شديد (و خون ناحقى از ما ريختيد) خداى عز و جل بر شما خشم كند و دولت و سلطنت شما را از بين ببرد، و شوكت را از شما بگيرد، و خداى عز و جل بندهاى اعور (شرحش بيايد) از بندگانش را- كه از اولاد ابى سفيان نيست- بر شما مسلط كند كه نابودى شما بدست او و همراهانش باشد، سپس امام عليه السّلام سخن خود را قطع كرد.
شرح- «اعور» در لغت بچند معنى آمده كه از آن جمله است: يك چشم، بدخلق، كسى كه