ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٧٨ - خروج رسول خدا(ص) از غار ثور
از من بشما نخواهد رسيد، رسول خدا (ص) دعا كرد و خداى عز و جل اسب او را آزاد ساخت، ولى سراقة (بعهد خود وفا نكرده) دوباره براى دستگيرى رسول خدا (ص) آن حضرت را تعقيب كرد، (و بهمان نحو دست و پاى اسبش بزمين فرو رفت) و تا سه بار اين كار را كرد و در هر بار رسول خدا (ص) دعا ميكرد و زمين دست و پاى اسبش را در خود فرو ميبرد و در بار سوم همين كه (بدعاى رسول خدا (ص) دست و پاى اسبش از زمين بيرون آمد گفت: اى محمد شتران من در سر راه تو است و غلام من با آنها است اگر براى سوارى و يا خوراك بدانها و يا شير آنها نيازى پيدا كردى از آنها برگير، و براى نشانى اين تير را از تركش من برگير (كه با نشان دادن آن غلام من از شما ممانعتى نكند) و من از همين جا بازمىگردم و آن كسانى را هم كه در تعقيب و جستجوى تو هستند از راه باز ميگردانم: حضرت فرمود: ما نياز بمال تو نداريم.
٣٧٩- ابو الجارود از امام باقر عليه السّلام روايت كند كه فرمود: آنچه را چشم براه آن هستيد (از پيروزى حكومت حقه و ظهور حضرت مهدى عليه السّلام) نخواهيد ديد تا آن زمانى كه چون يك دسته بز بىجان (يا لاغرى) باشيد كه باكى ندارد از اينكه شير (درنده خونخوار) بهر جاى او كه خواهد دست خود را دراز كند، جاى بلندى براى شما بجاى نماند كه بدان بالا رويد، و تكيهگاهى بجاى نماند كه بدان تكيه زنيد.
شرح- فيض (ره) پس از ذكر معناى لغات اين حديث گويد: گويا مقصود امام عليه السّلام اين باشد كه:
اى گروه شيعه آنچه انتظار آن را ميكشيد از ظهور حضرت قائم عليه السّلام آن را نخواهيد ديد تا اينكه وضع و حال شما بدان صورت درآيد كه چون بزى ناتوان و لاغر گرديد آنچنان كه باكى از گيرنده خويش ندارد بهر جاى او دست نهد، چون نگريزد و دفاعى از خود نشان ندهد، و اين بخاطر شدت ضعف و ناتوانى و نبودن مدافع و حامى است، چون با از دست دادن بزرگان خود نه پناهگاهى بر ايشان بجا مانده و نه مكان مرتفعى كه بدان بالا روند و بدان وسيله خود را از دشمن حفظ كنند ...
٣٨٠- ابن سنان از ابو الجارود مانند اين حديث را روايت كرده، و در ذيل آن است كه گويد: