ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٩٤ - مصاحبه يكى از خوارج با امام باقر(ع)
عرضكرد: قربانت گردم اين مرد چنين پندارد كه اگر بداند در ميان دو قطر زمين كسى هست كه مركبها او را بنزد آنها ببرند و باو ثابت كند على عليه السّلام در كشتن اهل نهروان بآنها ستمى نكرده پيش چنين كسى خواهد رفت (و اكنون بدين منظور آمده).
امام باقر عليه السّلام به ابو بصير فرمود: بنظر تو اين مرد آمده با من در اين باره بحث كند؟
عرضكرد: آرى، حضرت بغلام خود فرمود: اى غلام بيرون شو و بار او را بگشا و بگو: فردا نزد ما بيا. روز ديگر كه شد عبد اللَّه بن نافع با سران از شاگردان و اصحابش آمد، و امام باقر عليه السّلام نيز بدنبال فرزندان مهاجر و انصار فرستاد و آنها را جمع كرد آنگاه دو جامه سرخ رنگ پوشيد و بنزد مردم آمد و گوئى يك پاره ماه بود آنگاه فرمود:
ستايش خدائى را سزاست كه پديد آرنده مكان و چگونگى دهنده هر چيز و وجود دهنده هر آن و زمان است، ستايش خدائى را كه چرت و خواب او را نگيرد، آنچه در آسمانها و زمينها است از آن او است- تا آخر آية الكرسى- و گواهى دهم كه معبودى جز خداى يگانه كه شريك ندارد نيست، و هم گواهى دهم كه براستى محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم بنده و رسول او است كه او را برگزيد و براه راست راهنمائيش فرمود.
ستايش خدائى را سزاست كه ما خاندان را بمقام نبوت گرامى داشت و بولايت خويش مخصوصمان كرد اى گروه فرزندان مهاجر و انصار هر يك از شما كه منقبت و فضيلتى از على بن ابى طالب عليه السّلام دارد برخيزد و بيان كند.
مردم هر كدام برخاستند و مناقب آن حضرت را رديف كرده يك يك بيان داشتند.