ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٨٩ - در شكر و رضاى پروردگار
ميخواهيد؟ ميخواهيد سلطان باشيد؟ آيا خوشت مىآيد كه مانند طاهر و هرثمه باشى ولى مذهب و عقيدهات بر خلاف آنچه اكنون دارى باشد؟ عرضكردم: بخدا نه، من خوش ندارم كه همه دنيا را پر از طلا و نقره داشته باشم ولى مذهبم بر خلاف آنچه اكنون دارم باشد. فرمود: پس هر كه از شما توانگر است بايد شكر خدا كند، كه خداى عز و جل فرمايد: «اگر سپاسگزارى كنيد بر شما (نعمت را) بيفزايم» (سوره ابراهيم آيه ٧) و نيز خداى سبحانه و تعالى فرمايد: «اى خاندان داود شكرگزارى (نعمت) كنيد كه اندكى از بندگان من شكرگزارند» (سوره سباء آيه ١٣) و گمانتان را بخدا نيك كنيد كه امام صادق عليه السّلام ميفرمود:
هر كه گمانش بخدا نيك باشد خداى بهمان گمان او رفتار كند. و هر كه بروزى اندك خدا قانع و راضى باشد خداوند عمل اندك او را بپذيرد، و هر كس بروزى اندك (خدا) قانع باشد سبكبار است و خاندانش در نعمت باشند، و خداوند او را بدرد دنيا و داروى آن بينا گرداند، و او را از اين جهان سالم بسوى آن جهان بيرون برد.
سپس آن حضرت فرمود: ابن قياما چه كرد؟ (ابن قياما از واقفه است كه در امامت حضرت رضا عليه السّلام توقّف كرد و مردى خبيث بوده) گويد: عرضكردم: بخدا او با ما برخورد ميكند و برخوردش خوب است، فرمود: چرا چنين نكند (يعنى او براى جلب نفع خود اين كار را ميكند) سپس اين آيه را خواند:
«پيوسته بنيانى را كه ساختهاند مايه اضطراب دلهاى ايشان است تا وقتى كه دلهاشان پاره پاره شود» (سوره توبه آيه ١١٠) سپس فرمود: ميدانى براى چه ابن قياما سرگردان شد؟ عرضكردم: نه، فرمود:
او بدنبال حضرت كاظم عليه السّلام رفت و از سمت راست و چپش آمد و آن حضرت قصد رفتن بمسجد پيغمبر (ص) را داشت پس حضرت كاظم باو رو كرد فرمود: چه ميخواهى خدايت حيران كناد.