ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٤٥ - باب تقيه
دادم سپس باز آمدى و از آن پرسيدى و به تو خبرى بر خلاف خبر اوّل دادم يا فتوائى مخالف فتواى اوّل دادم، به كدام، عمل مىكنى؟
گفتم:
به آنكه تازهتر است و آن ديگرى را رها كنم، فرمود: درست گفتى اى ابا عمرو، خدا نخواسته عبادت شود، جز نهانى، هلا به خدا كه اگر شما چنين كنيد، راستى كه براى شما و براى من بهتر است و خدا براى ما و شما در دين خود نخواسته است جز تقيّه.
٨- امام صادق (ع) فرمود:
تقيّه احدى به تقيّه اصحاب كهف نرسد، راستى كه در جشن عيد (بتپرستها) شركت مىكردند و زنار به كمر مىبستند و خدا دو مزد به آنها داد.
٩- از حمّاد بن واقد لحّام، گويد: در راهى روبروى امام صادق (ع) شدم و از آن حضرت رو گرداندم و در گذشتم و پس از آن خدمتش رسيدم و گفتم: قربانت، به راستى به شما بر مىخورم و رو مىگردانم كه مبادا بر شما ناگوار نباشد، به من فرمود:
خدا تو را رحمت كند ولى ديروز مردى در فلان موضع به من برخورد، گفت: بر تو درود اى ابا عبد الله، نه كار خوبى و نه كار شايستهاى.