ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٧٣ - باب احسان به پدر و مادر
گويد: پيغمبر فرمود: پس در راه خدا جهاد كن زيرا اگر كشته شوى پيش خدا زندهاى و روزى خورى و اگر در راه بميرى اجر تو بر عهده خدا است و اگر برگردى از گناهان پاك شدى چون روزى كه زائيده شدى عرض كرد: يا رسول اللَّه، به راستى براى من پدر و مادر پيرى هستند و معتقدند كه به من انس دارند و بد دارند كه من از نزد آنها براى جهاد بيرون روم، رسول خدا (ص) فرمود: پس با پدر و مادرت بمان كه سوگند بدان كه جان من در دست او است هر آينه يك شبانه روز مأنوس بودن آنان با تو بهتر است از جهاد يك سال.
١١- از زكريا بن ابراهيم، گويد: من نصرانى بودم و مسلمان شدم و به حج رفتم و خدمت امام صادق (ع) رسيدم و به آن حضرت گفتم: به راستى من به كيش ترسايان بودم و از روى حقيقت مسلمان شدم، فرمود:
در اسلام چه خوبى ديدى و چه دليلى را در اسلام ديدى كه آن را بر ترسائى برگزيدى؟ گفتم: قول خدا عز و جل را (٥٢ سوره شورى): «نبودى كه تو بدانى چيست كتاب و ايمان؟ ولى ما آن را نورى ساختيم كه هر كه را خواهيم بدان رهبرى كنيم (يعنى خدا هدايت را بدل من انداخت و مرا هدايت و رهبرى و توفيق مسلمانى داد چنانچه از اين آيه استفاده مىشود) فرمود: به راستى كه خدا تو را هدايت كرده است، سپس فرمود: تا سه بار خداوند او را هدايت فرما بپرس از هر چه خواهى اى پسر جانم.
گفتم: پدر و مادرم و فاميلم همه ترسا هستند و مادرم نابينا است، من با آنها باشم و در ظرف آنها غذا بخورم؟ فرمود: آنها