ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣١١ - باب خوش خلقى
دار برساند.
١٥- از بحر سقاء، گويد: امام صادق (ع) به من فرمود:
اى بحر، خوش خلقى توانگرى است، سپس فرمود: آيا تو را گزارش ندهم از حديث آنچه پيش همه أهل مدينه معروف است؟
گفتم: چرا، فرمود: در اين ميان كه روزى رسول خدا (ص) در مسجد نشسته بود، يك دخترى از انصار آمد و خود او هم ايستاده بود، آن دخترك گوشه جامه رسول خدا (ص) را كشيد، پيغمبر (ص) براى او برخاست ولى آن دخترك چيزى نگفت و پيغمبر به او چيزى نگفت، تا سه بار اين كار را كرد و پيغمبر در بار چهارم براى آن دخترك برخاست كه پشت سرش بود و آن دخترك رشتهاى از جامه رسول خدا (ص) بر گرفت و برگشت، مردم به او گفتند: خدا با تو كند آنچه كند (منظور نفرين به آن دخترك است) سه بار رسول خدا را گرفتار خود كردى و نه چيزى به او گفتى و نه چيزى به تو گفت، چه كار با او داشتى؟ گفت: ما در خانه بيمارى داريم و خانوادهام مرا فرستادند تا رشتهاى از جامه رسول خدا (ص) برگيرم براى آرمانجوئى بدان، چون خواستم آن را برگيرم، مرا ديد و از جا برخاست و من شرم كردم كه آن را برگيرم در برابر چشم آن حضرت و نخواستم به او تكليف كنم كه خود آن را برگيرد، و به من دهد، پس آن را برگرفتم.
١٦- از امام صادق (ع) كه فرمود:
رسول خدا (ص) فرمود: بهترين شماها خوش خلق ترين شماها است كه كرامت مآبند و مهماننواز، آن كسانى كه الفت گيرند و