ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٧٣ - باب حقيقت ايمان و يقين
بچسب، عرض كرد يا رسول الله، براى من دعا كن كه به همراه تو شربت شهادت نوشم، رسول خدا (ص) برايش دعا كرد و درنگى نكرد كه در يكى از غزوات پيغمبر به جبهه جهاد رفت و پس از نه تن ديگر شهيد شد، و او نفر دهم بود.
٣- از امام صادق (ع) كه فرمود: رسول خدا (ص) با حارثه بن مالك بن نعمان انصارى روبرو شد و به او فرمود: اى حارثة بن مالك، چگونهاى؟ گفت: يا رسول الله، مؤمن به درستى، رسول خدا (ص) به او گفت: هر چيزى حقيقتى دارد، حقيقت گفتار تو چيست؟
گفت: يا رسول الله دلم از دنيا بركنده شده، شب را نخوابم و روز گرما را به تشنگى گذرانم و گويا مىنگرم كه عرش پروردگارم را براى رسيدن به حساب برپا داشتهاند، گويا مىبينم بهشتيان در بهشت همديگر را ديدن مىكنند و گويا مويه كشيدن دوزخيان را مىشنوم، رسول خدا (ص) فرمود: بندهاى است كه خدا دلش را روشن كرده، بينا شدى، برجا باش، عرض كرد: يا رسول الله، از خدا بخواه كه به من شهادت را روزى كند به همراه تو، فرمود: خدايا، شهادت روزى حارثه كن، چند روزى درنگ نكرد كه رسول خدا دستهاى را براى جهاد فرستاد و او را با آنها روانه كرد و نبرد كرد، نه يا هشت نفر را كشت و كشته شد.
در روايت ابى بصير است كه به همراه جعفر بن ابى طالب پس از نه نفر كشته شد و او دهمين شهيد بود.