ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٣٨
وارد شده است، ابن اثير در نهايه گفته: صله رحم كنايه از احسان به خويشان است از صاحبان نسب و خويشان حسبى، و مهربانى و رفق و رعايت حال آنها است اگر چه دورى كنند و بدرفتارى نمايند و قطع رحم ضد آن است.
بدان كه شكى نيست در حسن صله رحم و وجوب آن في الجمله و آن درجات متفاوتى دارد كه برخى برتر از برخى ديگر است، و كمتر آنها كلام است و سلام و ترك جدائى و آن هم به اختلاف قدرت و حاجت بدان فرق مىكند تا اندازهاى از صله رحم واجب است و تا اندازهاى هم مستحب است و فرقش هم مشكل است و احتياط هم ظاهر است، كسى كه تا اندازهاى صله كند و به حد كامل نباشد و كسى كه تقصير روا دارد از آنچه شايد و از آنچه تواند، آيا صله رحم كرده يا قطع رحم كرده، مورد نظر است و تشخيص مراتب واجبه از مستحبه در نهايت اشكال است و خدا به حقيقت حال داناتر است و احتياط راه نجات است.
شهيد (ره) در قواعد گفته است: صله با هر رحم بايست است، قرآن و اخبار و اجماع ترغيب بر صله رحم كنند و كلام در آن از جهاتى است:
١- رحم كدام است؟ ظاهر آن است كه هر كه را خويشاوند شمارند از دور و نزديك رحم باشد، مرد باشد يا زن، و برخى را تأكيد بيشترى است و عامه حرمت نكاح را ميزان گرفتهاند با فرض دو مرد يا دو زن را مختلف در جنس، و حرمت جمع ميان دو خواهر را و تحريم جمع عمه و خاله با دختر برادر و خواهر آنها را بىرضايت از باب حرمت قطع رحم دانسته و دليل آن گرفتهاند و جمع را مطلقاً حرام دانستهاند، ولى بايد از گفته آنها اعراض كرد و به عرف مراجعه كرد.
٢- صله و پيوست كدام است كه به وسيله آن از قطع رحم بيرون توان شد؟ و جوابش آنست كه: بايد به عرف رجوع كرد زيرا در اين مورد حقيقت شرعيه و لغويه وجود ندارد و آن هم به اختلاف عادات و نزديك و دورى منزل