ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧١٦
٤- چون از خدا نسبت به كارى كفايت و اعانت خواهد بداند كه خدا او را كفايت مىكند، زيرا اين صفات پديدار نشود جز به وسيله حسنِ ظن به خدا.
٥- چون كارى براى خدا كند بداند كه خدا آن را قبول مىكند.
و سزا است آمرزش جو و توبه كار و دعا كن و عامل، اين اعمال را با يقين به اجابت طبق وعده درست خدا انجام دهد زيرا خدا وعده قطعى نسبت به آنها داده است ولى اگر اين كارها را بكند و گمان برد قبول نيست و سودى ندارد، اين نوميدى از درِ رحمت خدا است كه خود گناه بزرگى است، و اما گمان آمرزش با اصرار به گناه و گمان ثواب با ترك اعمال، نادانى و غرور است كه پيروى از مذهب مرجئه مىشود، زيرا گمان ترجيح يك طرف است براى دليل موجودى و اگر بىدليل باشد صرف غرور و تمنا است (از شرح حديث ٢). از مجلسى (ره)-
«لا اخرجك اللَّه»
يعنى خدايت توفيق دهد كه هميشه عبادتِ خود را ناقص شمارى و خود را مقصر دانى. از ميرداماد (ره)- معارى، كسى است كه اسب لخت سوار شود، و مقصود از آن در اينجا كسى است كه عبادتِ سرسرى و بىمغز كند. ورع، به معنى پارسائى است و گرچه در اين اخبار به ترك مطلق محرمات تعبير و تفسير شده و مجلسى (ره) آن را به ترك مشتبهات و بلكه پارهاى مباحات تفسير كرده ولى از نظر متن لغت و استعمال بيشتر نظر به خوددارى از شهوت به زنان دارد چنانچه در نصاب گويد «عفيف و حصور و ورع پارساى» و اين حديث هم به اين معنى اشارت دارد كه اگر در مردى ورع باشد دوشيزهها و زنهاى پشت پرده هم به زودى از حال او مطلع مىشوند، زيرا زنان هر چه پردهنشين باشند و با حجاب كامل به كوچه و بازار و برزن آيند زودتر از روحيه و توجهات مردمى كه دنبال آنها هستند و به آنها توجه دارند