ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٩٩
در ضمن كلام درج شده، نتيجه قياس اول اين است كه اسلام يقين است و نتيجه دوم اينكه تصديق است و از سوم اينكه اقرار است و از چهارم اينكه اداء است و از پنجم اينكه عمل است و سپس از ابن ميثم توجيه اين قياسات را نقل كرده است.
شهيد ثانى رفع اللَّه درجته در رساله حقائق الايمان پس از بيان اين كلام از امير المؤمنين (ع) گفته است:
اينجا دو بحث است، اول اينكه مقصود از اين نسبت چيست؟ دوم اينكه منسوب كدام است. راجع به اولى، برخى از شارحين آن را حمل بر تعريف كرده و دور از قياس دانستهاند و اسلام را به تسليم شرح كرده است كه دخول در طاعت خدا است و آن تعريف لفظى است به لفظ معروفترى و تعريفات ديگر هم به لازم خاص است (و سپس مرحوم مجلسى ايراد و اعتراض چندى وارد كرده) و در آخر گويد: و امّا دومى كه منسوب باشد از بيان اين شرح معلوم است كه مقصود اسلام كامل است يا اسلام خداپسند كه بىاسلام ظاهرى محقق نيست و معلوم است كه اين اسلام همان ايمان است. پايان نقل از مجلسى (ره).
من گويم، ظاهر كلام اين شارحين اين است كه منظور از اسلام و تسليم و يقين و تصديق و اقرار و اداء و عمل يكى است يا از نظر مفهوم كه اينها به ترتيب معرف يك ديگرند يا از نظر اتحاد مصداقى كه در وجود يكى هستند و نتيجه حمل بر قياس و يا تعريف هم از نظر يكى است زيرا قياس استدلالى و تعريف منطقى به اعتبار اتحاد در مفهوم يا وجود مشترك هستند و بهمين نظر فصلى است در منطق به عنوان (اشتراك حد و قياس) ولى همه اين شروح هم با بيان خود امام (ع) مخالف است و هم با واقع.
اما از نظر اول براى اينكه امام اين تفصيل را نسب نامه ناميده است، و نسب نامه مركب است از بيان سلسله نژادى كه هر كدام با ديگرى هم در