ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٩٦
ندهد، و از اين خبر استفاده شود كه آنها ايمان را همان اقرار ظاهرى دانند و اعتقاد قلبى را شرط ندانند و كفر را هم انكار ظاهرى شناسند ولى اين از آنها مشهور نيست.
در مواقف و شرحش گويد: يك فرقه مهم مسلمانان مرجئهاند و آنها را به اين لقب خوانند براى آنكه عمل را از نيت پست اندازند يا آنكه با وجود ايمان گناه را زيانمند ندانند چنانچه با كفر طاعت سود ندهد و اميد بخشى كنند به گنهكاران و آنان پنج دستهاند:
١- يونسيه، پيروان يونس نميرى كه گويند: ايمان همان معرفتِ خدا و خضوع و محبت قلب است و هر كه دارا باشد مؤمن است و با وجود آن ترك طاعت و گناه كردن زيان ندارد و كيفر ندارد.
٢- عبيديه، كه بر اين عقيده اضافه كردهاند علم خدا جز ذات او است و خدا به صورت انسان است.
٣- غسانيه، پيروان غسان كوفى كه گويند: ايمان معرفت و اقرار به خدا و رسول و هر آنچه از طرف خدا آورده است مىباشد بطور اجمال و تفصيل و فزونى دارد و كاستى ندارد.
٤- ثوبانيه، پيروان ثوبان مرجى گويند: ايمان معرفت است و اقرار به خدا و رسول و هر چه در خرد نگنجد و آنچه تعقل شود از ايمان نيست و همه اعمال را پستتر از ايمان دانند.
٥- ثومنيه، ياران ابى معاذ ثومنى گويند: ايمان معرفت و تصديق و محبت و اخلاص و اقرار بدان چه رسول آورده است مىباشد و ترك همه يا بعضى كفر است و بعض آن ايمان يا جزئى از ايمان نيست و هر گناهى كه به اتفاق كفر نيست مرتكبش فاسق و گنهكار است و هر كه ترك نماز را حلال شمارد كافر است چون تكذيب بما جاء به النبى كرده، و هر كه به قصد قضاء ترك كند كافر نيست. پايان نقل از مجلسى (ره).