ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٨٢
مرحوم مجلسى پس از نقل كلام مفيد و سيد مرتضى و امام رازى گويد: ما به نقل آنچه حكايت كرديم بايد اكتفاء كنيم و پيرامون جرح و تعديل آن نگرديم زيرا كسى كه بصيرت نافذى دارد چون فراگيرد آنچه را از اخبار نقل كرديم و از سخنان آنان كه در اين باره سخن گفتهاند راه رسيدن بدان چه در اين باره درست است براى او روشن شود به فضل خدا تعالى. پايان نقل از مجلسى (ره).
من گويم، اخبارى كه در اين موضوع وارد شده است و در ابواب سابقه گذشت دو مورد دارند و چند حكم:
مورد اول اين است كه ذر از پشت آدم بر آمده است.
مورد دوم اينكه از گِل فشرده و ماليده دست قدرت حق بر آمدهاند.
حكم اول اينكه براى اخذ ميثاق در عقائد بوده است.
حكم دوم اينكه براى امتحان و آزمايش مطيع و عاصى بوده است.
حكم سوم اينكه مردم سه دستهاند، نورانى محض و ظلمانى محض و آميخته به نور و ظلمت.
اما راجع به مورد اول، ظاهر اين است كه بيان حال مكاشفه و اطلاع بر ملكوت بشرى است كه براى حضرت آدم بوجود آمده و در حال ارتباط با عالم غيب مطلع بر احوال نژاد خود گرديده است و مىتوان از اين حال او به معراجِ او تعبير كرد چنانچه در باره حضرت ابراهيم فرمايد (٧٦ سوره انعام): «و همچنين ارائه كرديم به ابراهيم ملكوت آسمانها و زمين را».
و راجع به مورد دوم به نظر مىرسد كه منظور بيان استعدادى است كه در ذرات نخست وجود انسانى نهاد شده، شك نيست كه وجود انسان مجموعهاى است از ذرات ماده كه واحد آن اتم يا ذرات بسيار كوچكترى است كه اتم بدانها منفجر مىشود، اين ذراتى كه از تجمع ملياردها وجود يك انسان را تشكيل مىدهند و در ضمن آن وجود يك دستگاه مغز و انديشه