ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٨١
٢- فرمود: ظهورهم و ذرياتهم، نه ظهره و ذريته.
٣- از قول ذريه حكايت كرده كه گويند پدران ما پيش از اين مشرك بودند، و اين سخن شايسته آدم و اولاد آدم نيست زيرا آدم مشرك نبود.
٤- اخذ ميثاق بايد از خردمند باشد و اگر خردمند بودند و پيمان داده بودند بايد در اين عالم آن را به ياد آرند زيرا چنين حادثه بزرگ از ياد رفتنى نيست.
٥- سراسر اولاد آدم بسيارند و حجم آنان در پشت آدم نگنجد.
٦- بنيه شرط تعقل است و با وجود بنيه همه آدم در عرصه جهان نگنجد تا برسد به پشت آدم.
٧- اخذ اين ميثاق يا براى حجت است در همان عالم ذر يا در اين عالم، حجت در آن عالم مورد نياز نيست و در اين عالم به ياد نيست تا حجت باشد، و دليل بر بطلان عالم ذر را تا دوازده ادامه داده است.
سيد مرتضى (ره) در تفسير «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ» الآية، گفته برخى بىبصيرتان بىهوش گمان بردهاند كه تأويل آيه اين است كه خداى سبحان همه ذريه آدم را از پشت او به در آورد به صورت ذر، و از آنها اقرار به معرفتِ خود گرفت و گواه بر خودشان نمود و اين تأويل با آنكه از نظر عقل باطل و محال است مخالف ظاهر خود قرآن است زيرا خدا فرمود ذريه را از پشت بنى آدم گرفته نه از پشت آدم، و فرموده: از پشت آنان، نه از پشت او و ذريه آنان نه ذريه او، و خبر داده كه اين عمل براى آن است كه روز قيامت نگويند ما بىخبر بوديم و عذر نياورند كه پدران ما مشرك بودند و ما به رويه آنها غافلگير شديم، و مقتضاى آيه اين است كه شامل اولاد صلبى آدم نشود و مورد آن كسانى باشد كه پدران مشرك دارند و مخصوص به برخى از ذريه آدم باشد، سپس پرداخته به شرح دليل عقل و آياتى از قرآن در بطلان قول به عالم ذر.