ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٤٩ - باب تقيه
آنها شركت كنيد)، بيماران آنها را عيادت كنيد، و سر جنازه مردههاى آنها حاضر شويد، و مبادا آنها به كار خيرى بر شما سبقت جويند، شما به كار خير از آنها سزاوارتر هستيد، به خدا كه خداوند به چيزى مانند خبء (يعنى نهانى و زير پرده بودن) عبادت نشده است، گفتم: خبء چيست؟ فرمود: تقيّه است.
١٢- از معمَّر بن خلاد كه از ابو الحسن (ع) (ظاهراً منظور:
امام كاظم است) پرسيدم از قيام به كار واليان، در پاسخ فرمود:
امام باقر (ع) فرموده است: تقيّه از دين من است و دين پدران من است و كسى كه تقيّه نكند، ايمان ندارد.
١٣- از امام صادق (ع) فرمود:
تقيّه در هر بىچارگى است و خود گرفتار بدان داناتر است به آن هنگامى كه براى او رخ دهد.
١٤- از امام صادق (ع) فرمود كه پدرم مىفرمود:
كدام چيز چشمم را از تقيّه روشنتر مىكند، به راستى تقيّه سپر مؤمن است.
١٥- از محمد بن مروان، گويد: امام صادق (ع) به من فرمود: چه چيزى ميثم رحمه اللَّه را بازداشت از تقيّه (ميثم ره از تقيّه نبود خ ل) به خدا سوگند كه او مىدانستد اين آيه در باره عمّار و اصحابش نازل شده (١٠٦ سوره نحل): «جز كسى كه در فشار است و دلش مطمئن است به ايمان».
١٦- از امام باقر (ع) كه فرمود: