ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٣١ - باب در ترك دعوت مردم
هر گاه خير بندهاى را خواهد، جانش را پاك كند و هيچ خوبى را نشنود جز آنكه آن را بفهمد و هيچ بدى را نشنود جز آنكه منكر آن شود، سپس خدا در دلش كلمهاى اندازد كه به وسيله آن، كار او را فراهم سازد.
٣- از فضيل، گويد: به امام صادق (ع) گفتم:
مردم را به اين امر دعوت كنيم؟ در پاسخ فرمود:
اى فضيل، راستى، خدا هر گاه خير بنده را خواهد به فرشتهاى فرمايد تا گردن او را گيرد و در اين امر واردش كند، خواهد يا نخواهد.
٤- از على بن عقبه، از پدرش كه امام صادق (ع) فرمود:
تشيع خود را براى خدا مقرر داريد نه براى مردم زيرا راستش اين است كه هر چه براى خدا است از آن خدا است و هر چه براى مردم باشد، بالا نرود، بر سر دين خودتان با مردم ستيزه نكنيد، زيرا ستيزه دل را بيمار كند، به راستى خدا عز و جل به پيغمبر خود فرموده است (٥٦ سوره قصص): «به راستى كه تو هدايت نكنى هر كه را خواهى ولى خدا است كه هر كه را خواهد هدايت مىكند» و هم خدا فرموده است (٩٩ سوره يونس): «آيا مردم را به زور وادار كنى كه مؤمن باشند»؟ مردم را وانهيد، زيرا از مردم دين را گرفتهاند و شما از رسول خدا (ص) و على (ع) دين را گرفتهايد و (ميان اين دو) برابرى نيست و به راستى كه من از پدرم شنيدم مىفرمود: چون خدا بر بندهاى نوشته كه در اين امرش در آورد شتابندهتر باشد بدان از پرنده به آشيانِ خود.