ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٧١ - باب شاد كردن مؤمنان
آفريند كه هنگام مرگش او را ديدار كند و به او گويد: اى دوست خدا، مژده گير به كرامت و احترام از طرف خدا و رضوان، سپس پيوسته با او است تا در گورش در آيد و مانند آن را به وى مىگويد:
و چون مبعوث شود، او را برخورد كند و مانند آن را به وى گويد، سپس پيوسته با او است در نزد هر هراس، او را مژده دهد و مانند آن به وى گويد، مؤمن به او مىگويد: تو كيستى؟ خدايت رحمت كناد، در پاسخ مىگويد: من همان شادى هستم كه در دل فلان كس وارد كردى.
١٣- از عبد اللَّه بن سنان، گويد: مردى نزد امام صادق (ع) بود و اين آيه را خواند (٥٨ سوره احزاب): «و آن كسانى كه آزار مىدهند مؤمنين و مؤمنات را به جز براى آنچه خود كردهاند (يعنى مجازات بر حق) به راستى كه متحمل بهتان و گناه بزرگى شدند» گويد: امام صادق (ع) فرمود:
پس چه ثوابى دارد آنكه آن مؤمن را شاد كند؟ من گفتم:
قربانت، ده حسنه، فرمود: آرى به خدا و هزار هزار حسنه.
١٤- از امام صادق (ع) فرمود:
هر كه مؤمنى را شاد كند، رسول خدا (ص) را شاد كرده و هر كه وسيله شادى رسول خدا (ص) را فراهم آورده، آن را به خدا پيوسته و چنين است كسى كه گرفتارى و غم براى مؤمن فراهم سازد (يعنى رسول خدا و بلكه خدا را آزرده است).