ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٤٧ - باب هم آغوشى
و گناهى از او بردارد و درجهاى از او بالا برد و چون در خانه را بكوبد، درهاى آسمان به رويش باز شوند و چون به هم رسند و به هم دست دهند و هم را در آغوش كشند، خدا رو بدانها كند و نزد فرشتهها بدانها ببالد و مىفرمايد: نگاه كنيد به اين دو بنده من كه در راه من همديگر را ديدن كردند و به هم دوستى نمودند، بر من سزا است كه آنها را به آتش شكنجه نكنم پس از اين ايستگاه، و چون برگردد به شماره دم زدن و گامى كه برداشته و سخنى كه گفته، فرشته دنبالش آيند و او را از گرفتارىهاى دنيا و آسيبهاى ديگر سراى نگهدارند تا مانند همان شب از سال آينده و اگر در اين ميان از جهان برود، از حساب، معاف شود، و اگر ديدار شده هم از حق ديداركننده بشناسد آنچه را ديداركننده از حق او شناخته او هم مانند مزد او را دارد.
٢- از اسحاق بن عمار، از امام صادق (ع) فرمود:
به راستى دو مؤمن هر گاه يك ديگر را در آغوش كشند رحمت آنها را فراگيرد و هر گاه به هم چسبند و از آن جز رضاى خدا نخواهند و غرض دنيوى نداشته باشند، به آنها گفته شود: آمرزيدهايد و زندگى را از سر گيريد، و چون براى پرسش و پاسخ به هم رو آورند، فرشتهها به هم گويند: از آنها دور شويد كه با هم رازى دارند و خدا آنها را زير پرده داشته.
اسحق گويد: گفتم: قربانت، هر سخنى كه گويند، نوشته نشود با اين كه خدا عز و جل (١٨ سوره ق) فرمايد: «هيچ گفتهاى به زبان نياورد جز آنكه نزد او رقيب و عتيد باشد» گويد: امام صادق (ع) آه عميقى كشيد و سپس گريست تا آنكه اشكش ريشش را خيس