ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥١٣ - باب حق مؤمن بر برادرش و اداى حق او
رسول خدا (ص) بارها مىفرمود: به راستى براى خدا از طرف راست عرش در برابر خدا و در جناح راست خدا خلقى است كه چهره آنها از برف سفيدتر است و از آفتاب ظهر هنگام تابانتر است، سئوالكننده مىپرسيد، اينان كيانند؟ و جواب مىشنيد: اينانند آن كسانى كه در جلال خدا با يك ديگر دوستى دارند (در مال حلال با هم دوستى كردهاند خ ل).
١٠- از محمد بن عجلان، گويد: من نزد امام صادق (ع) بودم و مردى وارد شد و سلام داد و آن حضرت از او پرسيد، برادرانى را كه دنبال خود گذاردى چگونهاند؟ گويد: آن مرد آنان را خوش ستود و به پاكى ياد كرد و مدح بسيارى نمود، حضرت به او فرمود:
چگونه ثروتمندان آنها از بىنوايانشان ديدار كنند؟ در پاسخ گفت: اندكى، امام فرمود: تا چه اندازه توانگرانشان از بىنوايانشان سركشى و بازرسى كنند؟ در پاسخ گفت: اندكى، امام (ع) فرمود:
چگونه توانگرانشان از مستمندانشان دستگيرى كنند و از مال خود به آنها بدهند؟ در پاسخ گفت: شما يك اخلاقى را يادآورى مىكنيد كه بسيار كم است در مردمى كه ما داريم، گويد: امام (ع) فرمود:
پس تو چگونه معتقدى كه اينان به راستى شيعه هستند (معتقدند كه به راستى شيعه هستند خ ل).
١١- از أبى اسماعيل، گويد: به امام باقر (ع) گفتم: قربانت، در نزد ما شيعه فراوان است، فرمود:
توانگران بر مستمندان مهربانى و توجه دارند؟ خوش كرداران از بدكاران گذشت دارند؟ با هم همراهى و برابرى دارند؟ در پاسخ گفتم: نه، فرمود: اينان شيعه نيستند، شيعه كسى است كه چنين كند.