ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٠٥ - باب حق مؤمن بر برادرش و اداى حق او
٥- از ابراهيم بن عمر يمانى، از امام صادق (ع) كه فرمود:
حق مسلمان بر مسلمان اين است كه خود سير نباشد و برادرش گرسنه باشد، و خود سيراب نباشد و برادرش تشنه باشد، و خود پوشيده نباشد و برادرش لخت باشد، وه چه بزرگ است حق مسلمان بر برادر مسلمان خودش و فرمود:
دوست بدار براى برادر مسلمانت آنچه را براى خود دوست مىدارى و هر گاه نيازمند شدى از او بخواه و اگر از تو خواستار شد به او بده، از هيچ كار خوبى در باره او دل تنگ و خسته مشو، و از هيچ كار خوبى براى تو دل تنگ و خسته نشود (هيچ خيرى را از او فرو مگذار و پس مينداز و خيرى را برايت فرو نگذارد و پس نيندازد خ ل) پشت او باش كه او پشت تو است، چون غايب شود در پشت سر او نگهدارى كن، و چون حاضر باشد از او ديدن كن، او را گرامى دار و ارجمند شمار زيرا او از تو است و تو از اوئى و چون از تو گلهاى دارد از او جدا مشو تا گذشت او را خواستار شوى، و اگر به او خيرى رسد خدا را سپاسگزار و اگر گرفتار شود، زير بازويش را بگير و اگر براى او دامى نهادند و سخن چينى كردند، به او كمك كن و اگر مردى به برادرش بگويد اف بر تو، دوستى معنوى ميان آنها بريده شود و وقتى به او بگويد: تو دشمن منى، يكى از آنها كافر باشد و اگر او را متّهم سازد و به او افتراء بندد، ايمان در دلش آب شود چنانچه نمك در آب، و گفت: به من رسيده است كه فرمود:
به راستى مؤمن است كه نورش براى اهل آسمانها مىدرخشد چنانچه ستارههاى آسمان براى اهل زمين مىدرخشد و فرمود: به راستى مؤمن دوست خدا است كه خدايش كمك كند و براى او بسازد و مؤمن براى خدا جز حق و درست نگويد و از جز او نترسد.