ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٢١ - باب كفاف
را پارسائى و به قدر حاجت زندگى و روزى كن كه دشمن دارد محمد و آل محمد را مال و اولاد.
٤- از على بن الحسين (ع) كه رسول خدا (ص) به يك شترچرانى گذر كرد و فرستاد از او شربتى براى نوشيدن خواست، در پاسخ گفت: آنچه در پستان شترها است صبحانه قبيله است و آنچه در ظرفها اندوختم از آن شام آنها است، رسول خدا (ص) فرمود:
بار خدايا مال و اولادش را فراوان كن، و به گوسفندچرانى گذر كرد و از او شيرى براى نوشيدن خواست، او آنچه شير در پستان گوسفندان بود دوشيد و كاسه خود را در كاسه رسول خدا (ص) برگردانيد و يك گوسفند هم نزد آن حضرت فرستاد و گفت: اين است آنچه نزد ما است و اگر هم خواهى بيشتر بدهيم، گويد: رسول خدا (ص) فرمود: بار خدايا به اندازه حاجت به او روزى بده، يكى از اصحاب وى به او گفت: يا رسول اللَّه، براى آنكه تو را رد كرد، دعائى كردى كه ما همه آن را دوست داريم و براى آنكه حاجتت برآورد دعائى كردى كه ما همه بد داريم، رسول خدا در پاسخ فرمود: به راستى آنچه كم باشد و بس باشد بهتر است از آنچه بيش است و بازى انديش است، بار خدايا به محمد و آل محمد و آل محمد به اندازه رفع حاجت روزى بده.
٥- از امام صادق (ع) كه فرمود:
خدا عز و جل مىفرمايد: بنده مؤمنم غمناك مىشود اگر بر او تنگ گيرم و اين تنگى روزى او را به من نزديكتر سازد و بنده مؤمنم