ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٧٣ - باب تواضع
برايشان ببرم.
١١- فرمود:
در آنچه خدا عز و جل به داود وحى كرد اين بود كه: اى داود، چنانچه نزديكتر مردم به خدا تواضعكنانند، همچنان دورتر مردم از خدا بزرگى فروشانند.
١٢- از ابى بصير، گويد: وارد شدم به امام كاظم (ع) در سالى كه وفات كرده بود در آن امام صادق (ع) و گفتم: قربانت، شما را چه چيشى كشتيد و فلانى شترى كشته؟
در پاسخ فرمود: اى ابا محمد، به راستى نوح در كشتى بود و در آن بود آنچه خدا خواسته بود و آن كشتى زير فرمان بود و گرد خانه كعبه گرديد و آن طواف نساء بود و نوح جلو آن را رها كرد و خدا عز و جل به كوهها وحى كرد كه من كشتى نوح بنده خود را بر يكى از شماها مىنهم، آنها سرفرازى كردند و خود را بالا گرفتند، كوه جودى تواضع و فروتنى كرد و آن كوهى است در نزد شما و كشتى سينه خود را بدان زد و در اين هنگام نوح (ع) به او فرمود:
اى مارى، استحكام بخش و آن به لفظ سريانى است يعنى پروردگارا اصلاح كن، گويد: من پنداشتم كه امام كاظم (ع) به خود اشاره كرد (يعنى بيان كرد كه منظورش از كشتن چپشى تواضع بوده است).
١٣- از امام رضا (ع) فرمود: تواضع اين است كه به مردم احترامى كنى و به مردم آن را بدهى كه دوست دارى به تو بدهند.
و در روايت ديگر گويد: گفتم: اندازه تواضعى كه چون