ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٧١ - باب تواضع
را براى سخن گفتن برگزيدم در برابر همه خلقم؟ عرض كرد:
پروردگارا براى چه بوده است؟ فرمود: خدا تبارك و تعالى به او وحى كرد كه اى موسى، به راستى من بندههايم را زير و رو كردم و در ميان آنها چون تو كسى كه خود را خوار و زبون من داند نيافتم، اى موسى، تو وقتى نماز گذارى گونهات را بر خاك نهى- يا فرمود:
بر زمين نهى.
٨- از امام صادق (ع) فرمود:
على بن الحسين (ع) بر گرفتاران به خوره گذر كرد و سوار بر الاغى بود و آنها چاشت مىخورند و از او دعوت به چاشت كردند، در پاسخ فرمود: هلا به راستى كه اگر روزهدار نبودم اين كار را مىكردم و چون به خانه خود رفت، فرمان داد خوراكى بسازند و خوب بسازند و از آنها دعوت كرد و نزد او چاشت خوردند و خود با آنها چاشت خورد.
٩- فرمود:
به راستى از تواضع است كه مردى به جايى نشيند كه پستتر از مقام شرافت او است.
١٠- امام صادق (ع) به مردى از اهل مدينه نگريست كه براى عيال خود چيزى خريده بود و با خود مىبرد و چون او را ديد شرمنده شد، امام صادق (ع) به او فرمود:
آن را براى عيال خود خريدى و به دوش خود كشيدى تا بر ايشان ببرى، هلا سوگند به خدا اگر مردم خرده گير مدينه نبودند من هم دوست داشتم چيزى براى عيال خود بخرم و به دوش خودم