ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٩٣ - باب شكر
كه دارد از اهل و مال، حمد گويد و اگر در مالى كه به او انعام كرده حقى باشد آن را ادا كند و از آن به حساب است قول خدا عز و جل (كه موقع سوار شدن كشتى يا چهارپا بگويد- ١٣- سوره زخرف): «سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ- منزه باد آنكه اين را براى ما مسخر نمود و ما خود تاب تسخير آن را نداشتيم» و آن است قول خدا تعالى (در موقع ورود به منزل و مسكن- ٩٢- سوره مؤمنون) «رَبِّ أَنْزِلْنِي مُنْزَلًا مُبارَكاً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ- پروردگارا مرا با بركت فرود آور و تو بهترين پذيرا هستى» و قول خدا (٨٠ سوره اسراء): «رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصِيراً- پروردگارا مرا به درستى و راستى در آور و به درستى و راستى بر آور و از نزد خود برايم تسلط پيروزمندانه مقرر ساز».
١٣- از معمر بن خلاد، گويد: شنيدم أبو الحسن (ع) مىفرمود:
هر كه خدا را بر نعمتى حمد كند او را شكر كرده و حمد از آن نعمت برتر است.
١٤- از صفوان جمال، كه امام صادق (ع) به من فرمود:
خدا هر نعمتى به بندهاى دهد، خرد يا بزرگ و آن بنده بگويد: الحمد للَّه، شكرش را ادا كرده.
١٥- فرمود:
خدا هر نعمتى به بندهاى دهد و آن را از دل بفهمد، شكرش را ادا كرده.