ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٧ - باب در سرشت مؤمن و كافر
فرمود: چون خدا عز و جل خير بندهاى را خواهد جان و تنش را پاك كند و خيرى را نشنود جز آنكه آن را بداند و بفهمد و هيچ بدى و زشتى را نشنود جز آنكه آن را بد دارد، گويد: شنيدم كه آن حضرت مىفرمود: سرشت بر سه گونه باشد:
١- سرشت انبياء: مؤمن هم از همان سرشت باشد جز آنكه پيغمبران از برگزيده آنند و در آن اصل باشند و برترى دارند و مؤمنان فرع آنند از سرشتى بايست آن، از اين رو خدا عز و جل ميان پيمبران و پيروانشان جدائى نيندازد و فرمود:
٢- سرشت ناصبى است كه از سياه سياهچال بد بوئى است.
٣- مستضعفان كه از سرشت خاك معمولى باشند مؤمن از ايمان خود بر نگردد و ناصبى از بد كيشى خود و مستضعفان وابسته خواست خدايند.
٣- از صالح بن سهل گويد: به امام صادق (ع) گفتم:
قربانت خداى عز و جل سرشت مؤمن را از چه آفريده است؟
فرمود از سرشت پيمبران، و هرگز پليد نگردد.
٤- از ابى حمزه ثمالى گويد: از امام باقر (ع) شنيدم مىفرمود:
به راستى خدا جلّ و عزّ ما را از اعلى علّيّين آفريد و دل شيعه ما را از آن آفريد كه ما را آفريد و تن آنها را از درجه نازلتر آفريد، دل در هواى ما دارند زيرا دل آنها با ما هم سرشت است، سپس اين آيه را خواند (١٨- ٢١ سوره مطففين): «نه، هرگز، به راستى