فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٧٥ - اول - جلل
شرط سوم: مدّت نجاستخوارى حيوان طولانى شده باشد؛ و ظاهراً يك روز و يك شب در جَلّال شدن حيوان كافى نيست؛ بلكه در كمتر از دو روز و بلكه سه روز نيز صدق اين معنى مشكوك است.
٢٩- نجاست سائر حيوانات حرام گوشت- غير از انسان- و همچنين ديگر نجاسات- غير از عذره انسان- حكم عذره انسان را ندارند، پس اگر حيوانى از نجاسات ديگر تغذيه كند، جَلّال محسوب نمىشود، هرچند غذائش در مدّت بيش از سه روز هم منحصر در همان نجاسات باشد. ٣٠- حكم جَلّال شدن در همه حيوانات جارى است، چه حيوان چرنده باشد، چه پرنده و چه ماهى.
٣١- همانگونه كه با جَلّال شدن گوشت حيوان حلال گوشت حرام مىشود، شير آن- و اگر مرغ است تخم آن- نيز حرام مىشود؛ و هر زمان كه گوشتش به توسط استبراء حلال شد،[١] شير و تخم آن نيز حلال مىشود؛ و تا وقتى استبراء نشده است، در تمام احكام مانند حيوانى است كه در اصل خلقتش حرام گوشت مىباشد، حتى در عدم جواز نماز در اجزاء آن، هرچند مثل پشم و مو پاك باشند؛ و وقتى كه استبراء شد، حكم حرمتش از بين مىرود؛ بلى، در بعضى از حيوانات اين حكم كلّى حرمت از باب احتياط است.
٣٢- ظاهراً نجاستخوارى مانع تذكيه حيوان نمىشود، پس حيوان جَلّال نيز به همان نحوى كه سائر حيوانات تذكيه مىشوند تذكيه مىشود، و اثر تذكيه آن اين است كه گوشت و پوستش پاك مىشود، مانند حيوانات حرام گوشت اصلى كه قابل تذكيه هستند، نظير گرگ، گربه و ....
٣٣- حرمت گوشت حيوان جَلّال با استبراء از بين مىرود؛ و احوط آن است كه در
[١] - استبراء در اينجا يعنى نگهدارى حيوان از خوردن نجاست انسان و تغذيهاش با غذاء مخصوص تا هنگامىكه ترك عادت كند و ديگر نام جَلّال بر آن صادق نباشد.