فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٧٣ - سوم - مرغان و پرندگان
ماهىخوار باشد.
٢١- اگر در پرندهاى صفيف و دفيف با سه نشان- چينهدان، سنگدان، خارَك پاشنه پا- معارضه شود، مثلًا پرندهاى كه يكى از اين سه عضو را دارد وصفيفش بيش از دفيفش باشد و يا دفيفش بيشتر باشد ولى هيچكدام از سه عضو مذكور را نداشته باشد، ظاهراً ترجيح با صفيف و دفيف است، پس در فرض اول كه صفيف پرنده بيشتر است حرام گوشت مىباشد، هرچند يكى از سه عضو را هم داشته باشد؛ و در فرض دوم كه دفيف پرنده بيشتر است حلال گوشت مىباشد، هرچند هيچكدام از سه عضو را نداشته باشد.
٢٢- اگر كسى پرندهاى را ببيند كه در هوا پرواز مىكند و هم صفيف دارد و هم دفيف، چنانچه نتواند بفهمد كداميك از آنها بيشتر است يا بفهمد كه با هم برابرند، بايد حليّت يا حرمت گوشتش را از روى آن سه نشانه- چينهدان، سنگدان، خارَك پاشنه پا- بدست بياورد و همچنين است اگر پرنده ذبح شده را پيدا كند و وضع آن را نداند.
٢٣- اگر صفيف و دفيف پرندهاى با هم برابر باشند و سه نشانه ديگر- چينهدان، سنگدان، خارَك پاشنه پا- را هم نداشته باشد، بنابر اقرب گوشت آن پرنده حلال است.
٢٤- تخم هر مرغى تابع همان مرغ است، پس هر مرغى كه حلال گوشت باشد تخمش نيز حلال است، و هر مرغى كه حرام گوشت باشد، تخمش نيز حرام است؛ و اگر تخم مرغى مشتبه باشد و معلوم نشود از مرغ حرام گوشت است يا از مرغ حلال گوشت، چنانچه مانند تخم مرغ خانگى يك طرف آن باريكتر باشد حلال است؛ و الّا حرام مىباشد.
٢٥- شترمرغ از پرندگان حلال گوشت است و تخم آن نيز بنابر اقوى حلال مىباشد.
٢٦- دليلى بر حرمت و حليّت گوشت لكلك وارد نشده است و براى تشخيص حليّت و حرمت گوشت آن در صورتى كه علامتهاى صفيف و دفيفش برابر هم باشند بايد با نشانههاى- چينهدان، سنگدان، خارَك پاشنه پا- تشخيص دهند؛ و ظاهراً صفيف اين پرنده از دفيفش كمتر است و حلال گوشت مىباشد.