فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٩٧ - احكام مربوط به حريم
٣١- حريم روستايى كه در سرزمين مَوات بنا شده عبارت است از مقدار زمينى كه با مصالح روستا و مصالح اهاليش بستگى دارد، از قبيل راه آمد و رفت روستا، محل سيلاب، جاى زباله و خاكستر و كود روستا، ميدانگاهى كه محل اجتماع اهالى در آنجا است به حسب عادتى كه دارند، محل دفن امواتشان، محل چراندن احشامشان، محل انباشتن هيزم زمستانشان و ... و كسى حق احياء كردن اين حريم را ندارد؛ و اگر احياء كند مالك آن نمىشود.
٣٢- كلمه روستا شامل مزارع، باغها و بستانهاى متصل بهم كه خالى از ساختمان و سكنه هستند نمىشود، بنابراين اگر كسى در بيابان مَوات قنات حفر كند و در مقدار زمينى كه با آب قنات مشروب شود درخت، نخل و يا زراعت بكارد، تنها مقدارى از محوطه آن قنات و مزارع كه براى حفظ مصالح و رفت و آمد و خرمن محصولات يا جمع آورى كود و زبالههاى آن لازم است حريم قنات و مزارع محسوب مىشود؛ و تپه و كوه- بلكه زمينهاى مجاور- حريم آنها به حساب نمىآيند؛ حتى اگر احياء كننده در زمين احياء شده كنار مزارع و باغات خود خانههايى بسازد و به تدريج به صورت روستاى بزرگى درآيد، باز حريم محسوب شدن زمينهاى مجاور براى آن روستا محل اشكال است؛ ليكن اگر خانهها را در زمين مَوات مجاور مزرعه و باغات احياء شده بسازد، حق حريم- نظير چراگاه حيوانات و ...- براى بناهاى ايجاد شده ثابت است.
٣٣- حريم مرتع و انبار هيزم روستاهاى احداث شده در زمين مَوات، مقدارى است كه اهالى روستا به حسب عادت به آن نياز دارند و با استفاده نكردن از آن حدّ لازم در مضيقه مىافتند، پس اين حريم بر حسب وسعت روستا و شمار جمعيت و حشم روستائيان متفاوت است، بلكه حريم هر روستايى به تعداد خانوار و جمعيت و حشم ساكنين آن بستگى دارد و با روستاهاى ديگر برابر نيست.
٣٤- اگر در نزديكى شهر يا روستاى معموره- يعنى آباد شده- زمين مَواتى باشد كه از حريم و مَرافق آن شمرده نشود، احياء آن براى هر كسى جائز است و متعلق به مالك معموره نيست و او- مالك معموره- حتى در احياء هم بر ديگران اولويّت ندارد،