فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٧٢ - سوم - مرغان و پرندگان
و غدّاف[١] اجتناب شود؛ و اين احتياط در اجتناب از گوشت كلاغ سياه و سفيد- كه آن را عَقعَق و در فارسى زَغَن مىگويند- و نيز گوشت كلاغ سياهى كه در كوهها زندگى مىكند مؤكّد است، اين دو نوع كلاغ جيفه خوارند[٢] و به احتمال قوى جزء پرندگان درنده بشمار مىآيند و گوشت آنها حرام است؛ بلكه بنابر اقرب گوشت همه كلاغها حرام است.
١٩- مرغهاى مذكور در فقرات (١٨، ١٧، ١٦) دليل خاص بر حليّت يا حرمت گوشت آنها از شارع مقدّس رسيده است؛ و اما حليّت و حرمت گوشت سائر مرغان، به توسط چند قاعده كلّى كه از شارع مقدّس براى تشخيص اين امر رسيده است معلوم مىگردد:
اول: پرندهاى كه چنگال دارد حرام گوشت است.
دوم: اگر صَفيف پرنده- يعنى بال نزدنش در هوا- بيش از دَفيف آن- يعنى بال زدنش باشد- حرام گوشت است؛ و هر پرندهاى كه بعكس آن باشد حلال گوشت مىباشد.
سوم: پرندهاى كه چنگال ندارد، اگر حوصله[٣] داشته باشد حلال گوشت است.
چهارم: پرندهاى كه چنگال ندارد، اگر قانصه[٤] داشته باشد حلال گوشت است.
پنجم: پرندهاى كه چنگال ندارد، اگر صيصيه[٥] داشته باشد حلال است.
٢٠- هر پرنده بىچنگالى كه يكى از اين سه عضو- چينهدان، سنگدان، خارك پاشنه- را داشته باشد حلال گوشت مىباشد، بدون فرق بين مرغ آبى و غير آبى، هرچند
[١] - غدّاف از زاغ كوچكتر است و خاكسترى رنگ مىباشد.
[٢] - جسد و لاشهاى كه بو گرفته و گنديده شده باشد را جيفه مىگويند.
[٣] - حوصله كيسهاى است بين معده و حلق پرنده، كه همه خوراكىها- اعم از دانه و غيره- در آن جمع مىشوند و در فارسى به آن چينهدان گفته مىشود.
[٤] - قانصه كيسهاى است كه ريگهايى كه پرنده مىبلعد در آن جمع مىشوند، و در فارسى به آن سنگدان مىگويند.
[٥] - صيصيه خارى است كه در محل پاشنه پاى پرنده قرار دارد.