فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٩٣ - احكام مربوط به احياء زمينهاى موات
نيازمند به آب مىباشد، احياء آن به همين است كه ترتيب آب آن را بدهد و در چهار طرف زمين خاك پشته سازد، و اگر به رساندن آب هم احتياج ندارد- چون ديمزار است، نظير بسيارى از زمينها و تپههاى خاكى كه در كشت و زرع به هيچ چيز نياز ندارند و هميشه آماده كشت ديم مىباشند- ظاهراً احياء آن به حدّى كه ملكآور شود به اين است كه دور آن زمين را مرزى بكشد و زمين را شخم كند و تخم بيفشاند؛ بلكه بعيد نيست كه تنها شخم در تملّك آن كافى باشد؛ و اما بستن مرز بدون شخم و افشاندن تخم، محل اشكال است؛ بلى، اشكالى نيست در اينكه مرز بستن در تحجير مفيد اولويّت مىباشد.
٢١- در احياء زمين براى باغ، علاوه بر كارهايى كه در احياء زمين براى كشت معتبر بودند، كاشتن نهالهاى قابل رشد نظير نهال خرما، پرتقال و ...، معتبر است؛ اما بنابر اقوى ديوار كشى دور زمين حتى در جايى كه ديوار كشى معمول است شرط نمىباشد؛ و ظاهراً آبيارى نيز شرط نيست.
٢٢- احياء چاه و تحقق تملّك بر آن، زمانى صدق پيدا مىكند كه چاه به آب برسد، بنابراين پيش از رسيدن به آب هر اندازه كنده باشند، احياء به حساب نمىآيد، بلكه تحجير است كه فقط موجب حق اولويّت مىباشد.
٢٣- احياء قنات با پايان يافتن كار همه حلقهها و اتصال آنها به وسيله كانال زير زمينى به يكديگر و بيرون آمدن آب از قنات و جريان آن بر روى زمين محقق مىشود؛ و احياء نهر، تنها با كندن آن است از ابتداء شطّ و رودخانه و ... به حدّى كه بين نهر و شطّ يا رودخانه بجز به مقدار مرز و سدّ كوچكى فاصله نماند، كه با اين كار احياء صدق مىكند و احياءگر مالك نهر مىشود؛ ولى تملّك او بر آب زمانى است كه آب در نهر جريان يابد.