فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٠٤ - احكام ضمان عقدى
٣٣- در صحّت ضمان رضايت شخص بدهكار معتبر نيست، بنابر اين چه او راضى باشد و چه راضى نباشد ضمانت صحيح است و دين از ذمّه او به ذمّه ضامن منتقل مىشود؛ ولى اگر ضمانت ضامن براى فرد بدهكار گران تمام شود و مشقّت داشته باشد- مانند اينكه فرد غير معتبر و فرومايهاى بخواهد بدهى شخص مالدار و معتبرى كه فعلًا توان پرداخت بدهى خود را ندارد بر ذمّه بگيرد و بدون رضاى او تبرّعاً اداء نمايد- در اين صورت رضايت مضمونٌعنه معتبر است، هرچند اين ضمان باطل نيست بلكه فقط حرام مىباشد. ٣٤- عقد ضمان از طرف ضامن و مضمونٌله لازم است و ضامن نمىتواند آن را فسخ كند، حتى در صورتى كه به اذن مضمونٌعنه ضامن شده باشد و معلوم شود كه او فقير است و نمىتواند عوض را به ضامن پرداخت كند، و نيز اگر ضامن هنگام ضمانت دارا بوده يا مضمونٌله فقير بودن او را مىدانست، بر مضمونٌله جائز نيست عقد ضمانت را فسخ كند؛ ولى اگر فقر او را نمىدانست، بنابر مشهور هر زمان از فقر او آگاه شود، مىتواند ضمانت را بهم بزند و به مديون رجوع نمايد، پس مدار در توانمندى يا ناتوانى مالى ضامن، توانمندى هنگام ضمانت است؛ و چنانچه در آن هنگام توان داشته- اگرچه بعداً و پيش از اداء ضمانت فقير شود- جائز نيست ضمانت را بهم بزند، و همچنين اگر مضمونٌله فقر ضامن را در حال ضمانت نمىدانست- هرچند ضامن بعداً توانمند شده باشد- خيار[١] مضمونٌله باقى است و مىتواند ضمانت را فسخ كند؛ و ظاهراً در ثبوت خيار با جهل به فقر، فرقى نيست كه مضمونٌعنه نيز فقير و ناتوان باشد يا نه؛ و نيز اگر ضامن دارا باشد، اما در پرداخت دينى كه بر عهده گرفته است مسامحه و مُماطله كند، بنابر أوجه مضمونٌله حق فسخ دارد؛ لكن احوط آن است كه عقد را بهم نزند.
[١] - خيارات در جلد ٥، بخش« مشتركات مربوط به بخشهاى اموال خاص»، صفحه ١٤٣، فقره( ١١٧) بيانشدهاند.