رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٥٨ - ٤ اصل برخوردارى انسان از اختيار
و مسئوليت اعمال و رفتارهاى او را بر عهده خودش مىداند. همچنين انديشمندان و حكماى اماميه و معتزله، اختيار انسان را با ادله قرآنى، روايى، عقلى و شهودى اثبات مىكنند و هرگونه شك و ترديد درباره اختيار انسان را نفى و رد مىكنند و هيچيك از قادريت و قاهريت، مشيت و اراده و قضا و قدر الهى را در تعارض و تنافى با وجود اختيار نمىدانند.[١]
مفهوم اختيار: در تفكر شيعه، انسان از نعمت اختيار برخوردار است و بهطوركلى اعتقاد به وجود اختيار، يكى از اصول موضوع در بحث از اخلاق و نظامهاى اخلاقى است. برخوردارى انسان از آزادى و اختيار در رفتار و گفتار، مطابق با طبيعت اوست. يكى از انديشمندان غربى درباره اختيار انسان و مطابقت آن با طبيعت بشر مىگويد:
كليد فهم طبيعت بشر، اين حقيقت است كه انسان موجودى است با ضمير آگاه. استدلال به طور خودكار در نهاد انسان عمل نمىكند. تفكر، يك جريان عمل مكانيكى نيست. ارتباطات منطقى به وسيله غريزه برقرار نمىشود. اعمال معده، ريه و قلب به طور خودكار انجام مىگيرد؛ ولى ذهن و تفكر چنين نيست. در هر ساعت در هر مورد و در هر موضوع در صحنه زندگى، انسان، آزاد است فكر كند يا از فكر كردن بگريزد؛ ولى آزاد نيست از طبيعت خود فرار كند.[٢]
موضوع اختيار، افزون بر آنكه شهودى است و انسان آن را با وجدان درك مىكند، در بخش گستردهاى از آيات و روايات مطرح شده است؛ آيات و رواياتى كه انسان را مسئول اعمال خود دانسته و او را مكلف كرده است در انتخاب رفتار پسنديده و ترك رفتار ناپسند اهتمام داشته باشد و اطاعت از خدا و پيامبرش را سرلوحه كارهاى خويش قرار دهد. همه اين آيات و روايات، گواه آزادى انسان در انجامدادن عمل، و اختيار او در گزينش يا ترك افعال است.
مختار بودن انسان، از بديهىترين اصول اخلاقى اسلام و از محكمترين معارف و عقايد اسلامى است كه بايد تشابه معارف و ابهام عقايد ديگر را قبل از آنكه سبب ترديد ما در اين اصل محكم و قطعى شوند، به وسيله اين اصل محكم و قطعى
[١]. ر. ك: خداشناسى، كيهانشناسى، انسانشناسى: ص ٣٧٤.
[٢]. روانشناسى حرمت نفس: ص ٥٨، ٥٩.