رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٨٤ - ح - انسان، موجودى صاحب اختيار
هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً.[١]
آيا بر انسان روزگارى نگذشت كه هيچ چيز قابل ذكرى نبود؟
بنابراين اصل خودارزشگذارى و آگاهى نسبت به حرمت نفس، امرى ضرورى و «حق» است و هركس بايد از جايگاه اصلى و منزلت واقعى خويش آگاه شود.
ح- انسان، موجودى صاحب اختيار
بهطوركلى آنچه باعث تمايز انسان از غير انسان، اعم از فرشتگان و حيوانات شده است، وجود موهبت اختيار است. انسان با اختيار خود به انجام دادن يا ترك افعال قادر است؛ درحالىكه فرشتگان خدا ازآنرو كه مجردند يا به عبارت ديگر به دليل اينكه عقول مجرده هستند، فاقد هرگونه گرايش يا تمايل حيوانى هستند و در ضمير آنان هيچگاه گرايش به انجام دادن يا ترك عملى خاص وجود ندارد. بنابراين آنان در انجام دادن افعال خود هيچگاه بر سر دوراهى قرار نگرفته، همواره به طاعت و بندگى و نيز خشوع و خضوع در پيشگاه خالق هستيبخش خود مشغولاند و مخالفت از خداوند براى آنان متصور نيست. همچنين حيوانات بدان جهت كه فاقد قوة عاقله هستند و غريزه يگانه عامل به حركت در آورنده آنان است، تابع شهوات و غرايز حيوانى خود هستند و كارى بيش از آن، از آنها ساخته نيست. به همين دليل تخلف از گرايش و تمايل غريزه، از آنان برنمىآيد. در كنار اين دو نوع مخلوق خدا كه هريك فقط واجد يك نوع گرايش و تمايلاند، انسان آفريده شد. او موجودى است كه در ضميرش دو نوع گرايش نهفته شده و همين عامل او را از مخلوقات ديگر خدا متمايز كرده است. انسان از يك سو به سبب برخوردارى از تمايلات حيوانى و مادى و طبيعى، به انجام دادن رفتارهايى كه تمايلات حيوانى او را ارضا مىكند راغب است؛ و از سوى ديگر، برخوردارى از موهبت عقل و خرد و فطرت او را به اعمالى فراتر از گرايشات حيوانى فرامىخواند. بنابراين انسان ذاتاً داراى دو نوع گرايش است و لاجرم، اراده و اختيار انتخابِ يكى از دو نوع گرايش، يا برقرارى نوعى تعادل و توازن در برطرف كردن تمايلاتش در نهاد او به وديعه گذارده شده است. او آزاد است كه رفتار خويش را بر مبناى دستورهاى عقل
[١]. دهر: ١.