رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٥٥ - الف - مصاديق شناخت خود
لذتطلبى. چنين ويژگىهايى، در درون هر انسان شهود مىشود و جزو شناخت او
از خود قرار مىگيرد. بُعد دوم شناخت از خود، تقريباً اختصاصى است، يا ممكن است اختصاصى باشد. انواع علايق شخصى، استعدادها، قابليتها، ضعفها، ناتوانىها و برخى حبّ و بغضها از جمله خودآگاهىهايى است كه ميان همه افراد نوع بشر مشترك و يكسان نيست.
شناخت اختصاصى، به دو بخش تقسيم مىشود: قسم نخست، باورهاى مربوط به امور اخلاقى است؛ اما قسم دوم آن، به اخلاق ارتباط ندارد. براى مثال، اينكه فردى بداند از حافظه قوى برخوردار است، يا در فهم رياضى استعداد دارد، شناختى است كه به اخلاق و موضوع بحث ما ارتباط ندارد.
آگاهى هر كس به رفتارهاى خويش را مىتوان نوعى شناخت خود دانست. آنگونه كه قرآن كريم مىفرمايد: بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ وَ لَوْ أَلْقى مَعاذِيرَهُ.[١]
علامه طباطبايى درباره اين آيه و آگاهى انسان به خود مىنويسد:
وكلمه «بصيرت» به معناى رؤيت قلبى و ادراك باطنى است، واطلاق اين بصيرت بر خود انسان، يا از باب «زيد عدل است» مىباشد، و يا تقدير آن «الانسان على نفسه ذو بصيرة» است ... و معناى آيه اين است كه انسان، صاحب بصيرت بر نفس خويش است، و خود را بهتر از هر كس مىشناسد، و اگر با ذكر عذرها از خود دفاع مىكند، صرفاً براى اين است كه عذاب را از خود برگرداند.[٢]
البته اين آيه شريفه، مربوط به آگاهى انسان به نفس خويش در روز حساب و هنگام حاضر شدن در محشر و پيشگاه عدل خداوند است؛ اما به دليل اطلاق آيه، و نيز روايات معصومان (عليهم السلام) در استفاده از آيه در موارد مربوط به دنيا، مىشود استدلال كرد كه اين آيه شريفه به قيامت اختصاص ندارد و انسان همواره شاهد نفس خويش و رفتارها و حتى خطورات قلبى و افكار خود است. امام صادق (ع) در پاسخ به كسى كه از كمترين اندازه خواب (خفقه) مىپرسد كه به بطلان وضو مىانجامد، مىفرمايد:
[١]. قيامت: ١٤.
[٢]. الميزان فى تفسير القرآن: ج ٢٠ ص ١٠٦.