رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٩٤ - فصل چهارم راههاى شناخت خود
اصلاح رابطه با نفس خويش بكوشد. بنابراين اگرچه ممكن است كودك، قبل از هر چيز از محيط اطراف و افراد پيرامونىاش شناخت كسب كند، يا حتى پيش از آنكه خود را بشناسد و براى او مواجهه با خويشتن معنايى داشته باشد، مفهومى از خدا به او تعليم داده شود؛ بىترديد در سنين بالاتر، با خويشتن خويش نيز مواجه مىشود و درمىيابد كه در برابر خود نيز وظايف و تكاليفى بر عهده دارد. البته در تربيت صحيح، در كنار تعليم چگونگىِ رفتار صحيح با همنوعان و برقرارى ارتباط با خدا، تلقى صحيح از نفس و رفتار صحيح با خود نيز آموزش داده مىشود. انسان بايد بداند كه نوع تعامل با خودش، شخصيت او را در جامعه نمايان مىسازد؛ ازاينرو بايد پيش از هر كار، رابطهاش را با خودش سامان بخشد. اين شيوه باعث مىشود در گام نخست براى برقرارى رابطه دلخواه با همنوعان، ابتدا رابطهاش را با خود اصلاح كند، يا دستكم ظاهرسازى كند تا بتواند از اين طريق زمينه برقرارى رابطه مناسب با همنوعان را فراهم آورد و براى اين كار راهى نيست جز شناخت نفس خويش و در پيش گرفتن رفتارى خردمندانه در ارتباط با خود.
در فصل پيش، جايگاه و اهميت رفتار با خود، تا اندازهاى بررسى شد. اكنون پرسش اين است كه بهراستى پس از آگاهى از اهميت و لزوم تنظيم رفتار با خود براساس معيارهاى اخلاقى و ارزشهاى انسانى و دينى، براى حركت در اين مسير از كجا بايد آغاز كرد و نخستين اقدام در مسير اصلاح رفتار اخلاقى با خود كدام است؟ همانگونه كه گذشت، هيچ حركتى بدون شناخت آغاز نمىشود؛ و اگر آغاز شود، تداوم نمىيابد و نيز به درستى حركت صورتگرفته اطمينانى نخواهد بود يا به فرجامى خوشايند ختم نخواهد شد. ازاينرو ترديدى نيست كه گام گذاردن در مسير اصلاح رفتار با خود، نيازمند خودشناسى و خودآگاهى است. «شناخت خود»، هم به منزله يكى از رفتارهاى اخلاقى انسان با خود، و هم به مثابه نخستين گام اساسى در جاده اصلاح رفتار اخلاقى، داراى اهميت ويژه است. اما پيش از پرداختن به شناخت خود، بايد از چگونگى شناخت خود سخن بگوييم. اگر شناخت نفس خويش در مسير اصلاح رفتار اخلاقى با خود، مسئلهاى محورى است، بايد دانست دستيابى به آن، فقط از راه آگاهى به طرق دستيابى به شناخت خويش امكانپذير خواهد بود.