رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٢٨٩ - ٦ به تأخير انداختن اميال
مباح است، اما زيادهروى در آن موجب غفلت و گناه مىشود و اخلاق پسنديده را در معرض تهديد قرار مىدهد.
٦. به تأخير انداختن اميال
يكى از روشهاى سختگيرى بر خود براى رسيدن به توان كنترل نفس، به تأخير انداختن ميل است. اگر انسان قادر به مهار اميال خود نباشد و نتواند آن را تا زمان مناسبش به تأخير اندازد، در حقيقت اسير اميال خود بوده، هواهاى نفسانى او را همچون زندانى، در بند كشيده است؛ درحالى كه آموزههاى دينى، ما را به شيوههاى به بند كشيدن هواهاى نفسانى و اسير كردن آن به جاى اسير آن شدن آگاه كرده است. به تأخير انداختن و فرونشاندن تمايلات، يكى از اين روشهاست. نفس آدمى همچون كودكى است كه براى برآورده شدن خواستههايش، والدين خود را تحت فشار مىگذارد. گاه كودك نفس را بايد با وعده آينده، آرام كرد و مانع بىتابى او شد. البته بايد سعى كرد راه رساندن صحيح كودكِ نفس را به تمايلاتش يافت و همانگونه كه بيان شد، حداقل تمايلاتش را از راه حلال ارضا كرد. در غير اين صورت، وعدههاى توخالى و به تأخير انداختن مكرر بدون كمترين ارضا، مىتواند به طغيان و سركشى كنترلناپذير بينجامد. براى به تأخير انداختن اميال و خواهشهاى نفسانى، افزون بر وعده دادن به خود براى ارضاى خواهشهاى نفس از مسير حلال، راه ديگرى كه از آن به «تصعيد» ياد مىشود وجود دارد. مقصود از تصعيد آن است كه نفس خويش را به پاداشى برتر از آنچه ميل دارد وعده دهيم. وعدههايى كه خداى متعال به نيكوكاران داده و نعمتهاى وصفناشدنى و دركنشدنى به آنها داده است، از جمله اين وعدهها مىتواند باشد. اينكه قرآن كريم به پاداشهاى بسيار وعده داده و تصريح مىكند كه وعدههاى الهى حق است[١] و تخلّف نمىپذيرد،[٢] در واقع استفاده از راهكار تصعيد است تا بندگانش را به اعمال نيك و اطاعت از ذات مقدسش ترغيب كند و به آنان توان به تأخير انداختن و مقابله با هواهاى نفسانى را بدهد. همچنين با ترهيب يا ترساندن از عذاب الهى و يادآورى
[١]. يونس: ٥٥.
[٢]. آل عمران: ٩.