رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٢١٥ - پيامدهاى عزت نفس
توانگرى را جستجو كردم، آن را جز در قناعت نيافتم؛ پس قانع باشيد تا توانگر شويد.
البته بىنيازى هم موجب عزت نفس خواهد شد:
«بالقناعة يكون العزّ؛[١]
با قناعت است كه عزت به دست مىآيد».
عوامل عزت و احساس خودتوانمندى انسان، به موارد پنجگانه شمردهشده خلاصه نمىشود؛ اما همانگونه كه مشاهده مىشود، اين عوامل و برخى عوامل ديگر كه از ذكر آن خوددارى شد، همگى در جهت بىنيازى انسان از ديگران و تقويت خودباورى و خودتوانمندى اوست. به عبارت ديگر، عزت انسان در بىنيازىاش از مردم حاصل مىشود و اين عزت هنگامى توسط آدمى تحقق خارجى مىيابد كه احساس خودتوانمندى در درون پديد آمده و هر فرد، اطمينان يابد كه با توان خداداد و توكل بر خدا، مىتواند بدون ابراز نياز به همنوعان، نيازمندىهاى خويش را برطرف سازد و دست نياز و خوارى به سوى ديگران دراز نكند، يا اگر قرار است از كمك همنوعان به مثابه واسطه خير بهرهمند شود، با عزتمندى درخواست خويش را مطرح كند و آنان را اسباب و واسطه خير بداند كه از سوى خداوند، مأمورِ ارائه خدمت به بندگان خداوندند؛ بنابراين هرگز نبايد در مقابل آنان اظهار عجز و نياز داشته، خود را مقابلشان خوار و خفيف كند.
پيامدهاى عزت نفس
در روايات، آثار و پيامدهاى عزت نفس مطرح شده است. به نظر مىرسد كسى كه به توانمندىهاى خويش واقف است، قادر است از آن توانمندىها بهخوبى بهرهبردارى كند و- همانگونه كه بيان شد- از دراز كردن دست نياز به سوى همنوعان، خود را بىنياز مىبيند. ازاينرو با اعتماد به توانمندىهاى خداداد خويش و اعتماد به خداوند متعال، حداقل سه صفت حسنه در وجود او جوانه مىزند. او شجاعت اقدام و عمل پيدا مىكند؛ زيرا به توانمندى خود در انجامدادن كارى كه مىخواهد انجام دهد آگاه است و به تحقق آن اطمينان دارد. بنابراين با شجاعت وارد كارى مىشود كه توانمندى
[١]. همان: ٥٣٧٩.